هر فیلم 140 تومان هر فیلم 140 تومان
مجموعه ۹۵ فیلم ۲۰۰۹ با کیفیت بالا
به همراه زیر نویس فارسی
پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ
همراه با تسهیلات بانکی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
رپ مثل شاهین نجفی
.: جمعه 7 اسفند ماه سال 1388 :.


چند سال پیش که زمزمه موسیقی رپ تو کشورمون پیچید با خودم میگفتم یعنی تو ایران هم امی نم و 50cent ظهور میکنه؟ اولین گروهی که در ایران رپ اجرا می کرد گروه سندی به خوانندگی شهرام آذر بود. شهرام آذر که از بچه های خوزستان و خرمشهر بود و بیشتر به عنوان تنظیم کننده آهنگهای بندری مشهور بود اما معروفترین کاری که شهرام آذر انجام داد تابستان 81 ارکستراسیون کنسرت مشترک داریوش و ابی بود که در اون کنسرت ابی و داریوش ترانه های همدیگه رو به طور مشترک اجرا کردند که خیلی از بهترینهای کنسرتهای چند سال اخیر بود.

گروه سندی که مدعی اولین گروه رپ بود بیشتر با ترانه های بندری و بشکن بنداز بالا معروف شدند تا ترانه های رپ.

تا اینکه در سال 82 اولین ترانه رپ مجاز با عنوان پیچ شمرون با صدای فریدون بیگدلی به بازار اومد کاری که بیشتر به آهنگهای روحوضی قدیمی ایرانی شباهت داشت تا رپ اما با این همه به عنوان اولین ترانه رپ مجاز داخلی در پوسترش منتشر شد.

در اوایل سال 83 آلبوم اسکناس با صدای شاهکار بینش پژوه به بازار اومد که بهروز صفاریان آهنگساز و تنظیم کننده این آلبوم بود که به عنوان اولین آلبوم رپ به بازار اومد البته قبلا این کار به صورت زیر زمینی با عنوان بچه های شهرک غرب خیلیها شنیده بودند اما شنیدن و دیدن کار اورجینال جذابیت خاصی داشت. با اینکه در کار المانهای رپ کاملا رعایت شده بود اما تداوم نداشت و از این به آن شاخه پریدن خواننده کار باعث شد که رپ ایرانی فقط در اسکناس بمونه.

تا اینکه با پا گرفتن موسیقی زیرزمینی با حضور رضا صادقی و محسن چاووشی و محسن یگانه و حامد هاکان آرام آرام موسیقی رپ هم جان گرفت کسانی نظیر یاس که با خواندن ترانه برای بازیگر فیلم نرگس مشهور شد. کارهای یاس از نجابت خاصی برخوردار بودند و با حضور  سروش هیچکس امیر تتلو و حسین تهی رپ دوران خوبی را شروع کرد تا اینکه خیلیا رپ خوان شدند و حتی خوانندگان پاپ هم برای اینکه از قافله عقب نمونن از خوانندگان رپ هم در کارهاشون استفاده کردند و کسانی نظیر مهدی مقدم و نریمان و سیروان خسروی در این کار بهتر از بقیه عمل کردند. با این همه ورود بی حد و حصر خوانندگان رپ و خوندن هر نوع تکست و معر باعث شد که رپ به فحشهای ناموسی تنزل کننه و کسانی نظیر ساسی مانکن و حسین مخته سردمدار  شدند و محبوبیت زیادی پیدا کردند و رپ به پائین ترین شکل خود یعنی کپی از نمونه خارجی و بلغور کردن فحش های ناموسی رسید.

من خیلی به ندرت رپ گوش میدهم و دلیلش هم بسیار ساده است و عقیده دارم که حرفی برای گفتن نداره و فقط تند تند گفتن کلماتی موزون است که هر کسی می تواند انجام دهد. تا اینکه چند وقت پیش به خواننده ای بر خوردم که نظرم رو در مورد رپ عوض کرد.

شاهین نجفی هنرمندی است که از نظر قابل احترام است شاهین هنرمندی است که با شعور بالایی هنرش رو ارائه میدهند. با تفکر صحبت میکند و کارهای خوبی انجام میدهد حتی به نظرم خط قرمزها را با ظرافت خاصی عبور میکند و اصولا چون گفتارش به طنز خیلی نزدیک است بسیار دوستش می دارم.

شاهین نجفی رپ خوان است اما به نظرم آهنگهایش تو را به فکر  وا میدارند از موسیقی و شعرهای شاهین نباید انتظار سرخوشی داشت و بزن برو انتظار داشته باشیم. هر کاری که می خواند ارائه جالبی از حرفها و صحبتهای جامعه است.من به کسی موسیقی رپ را توصیه نمیکنم اما توصیه میکنم اگر میخواهی از هنر چیز جز لذت بردن را تجربه کنی بهتر است شاهین نجفی رو گوش کنید.یکی از دوستان بهم میگفت اینقدر در مقابل رپ جبهه نگیر برای جامعه ساسی مانکن هم لازمه اما الان معتقدم که فاصله شاهین نجفی با ساسی مانکن دقیقا مثل فاصله داریوش و فرهاد با اندی و بلک کتز است. باید کمک کنیم تا مردم رپ را با شاهین نجفی بشناسند نه با صدای ساسی مانکن و کسانی که یاران موزیک تبلیغشون رو میکنه.

راستی کارهای فرناز هم خوبه با اینکه بیشتر دغدغه های فمینیستی داره اما به نظرم خیلی بهتر از بقیه رپ خوانهای خارج از کشور است.

امیدوارم رپ هم به حق خود در این جامعه برسد البته هنوز موسیقی در این جامعه به حقش نرسیده چه برسه به رپ ولی امیدوارم که اوضاع بهتر از این بشه.

امیدوارم روزی تمامی هنرمندان ایرانی به وطنمون برگردند و در ایرانی آزاد و سرفراز هنرشون رو ارائه دهند.

 

مردانگی

 

ماکه از مردی مُردیم و چیزی ندیدم

 

از تو کتاب اسم رستم و فقط شنیدیم

 

که اگراونم بود امروز حتمن کراکی بود

 

رستم امروز از جنس بد شاکی بود

 

رستم اگر بود واسش جرم میساختن

 

تو گردنش آفتابه لگن مینداختن

 

شاید میرفت جنگ و بر میگشت احترام داشت

 

سرتیپ سپاه میشد تو دبی سهام داشت

 

رستم میتونست حتی به قولی گنجی شه

 

یه کم کانت و پوپر بخونه فرنگی شه

 

میشد اسلام رو سکولاریستی تعبیر کنه

 

میشد قرآن رو تو هرمنوتیک تفسیر کنه

 

میشد فیلم بسازه تو کن تقدیر بشه

 

میشد جک بگه معترض تعبیر بشه

 

شاید میرفت اروپا الان دو تا پاس داشت

 

اونجا تاکسی میروند اینجا الگانس داشت

 

تو هر عید میرفت تو کنسرتا میرقصید

 

دیگه حرف سیاسی نمیزد ، می‌ترسید

 

رستم اگه بود می‌گفت جدم عرب بود

 

خزر مال روسها، خلیج، خلیج عرب بود

 

رستم اگه امروز بود رستم رو از یاد می‌برد

 

شاهنومه بیست سی سال تو طاقچه خونه خاک می‌خورد


شعر و آواز : شاهین نجفی

 


مرد ایران
.: شنبه 17 بهمن ماه سال 1388 :.

این روزها یک توفیق اجباری پیدا کردم و می نشینم سریال «سالهای مشروطه» را دنبال می کنم. کارهای قبلی محمد رضا ورزی را دنبال می کردم اما دیدن این سریال مرا به سالهای دبیرستانی پرت میکند که با خواندن داستان امیر کبیر بزرگوار اشک می ریختم و بسیار دوستش می داشتم و دارم.

بازی دکتر محمد صادقی* در نقش این مرد بزرگ یاران زمین بسیار ستودنی است و از انصاف نگذریم که سرکار خانم آزیتا حاجیان نیز یکی از بهترین نقشهایش را در قالب نقش مهدعلیا ارائه کرده است بازی داریوش کاردان نیز در نقش میرزا آقا خان نوری (اعتماد السلطنه) نیز بسیار زیبا و درخور است.

امشب یک دیالوگ بسیار زیبا از زبان محمد صادقی در نقش امیرکبیر شنیدم:« برای آبادانی ایران مرد میخواهیم نه نامرد»

بهرحال اینان باعث شدند تا دوباره یاد امیر کبیر بیفتم مردی که شاید تاریخ ایران به ندرت به چشم خود دیده است. مردی که از نظر اخلاقی پاک بود و مقید و در عین حال دلسوز ایران و ایرانی.

در مورد اقداماتش خیلی از کتابها سخن گفتند اما به نظرم بزرگترین خدمتی که امیر کبیر کرده است مبارزه با خرافه پرستی و استفاده ابزاری از دین بوده است در این مورد می توان به قمه زنی و سنت بست نشستن اراذل و اوباش در تکایا یا عدم واکسیناسیون بیماری آبله نام برد که امیر با اینان مبارزه میکرد و جلویش می ایستاد. انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه ازبزرگترین اتفاقات دوران امیر بود. از این لحاظ باید امیر را روشنفکر ترین و مترقی ترین سیاستمدار ایرانی دانست که از زمان خودش جلوتر بود.

با اینکه امیر پایه گذار دارالفنون بود و عمرش کفاف این را نداد تا افتتاحش را ببیند اما بزرگترین خدمتی بود که در حق جوانان ایرانی کرد و بعدترها کسانی نظیر مهندس بازرگان و دکتر سحابی و دکتر قریب و خیلی از مشاهیر و بزرگان ایران معاصر از این مدرسه بیرون آمدند.

مطمئنا همانگونه که از اول پیدایش حکومت قجر تا کنون دست روباه پیر به خون بزرگانی نظیر امیر کبیر آلوده نمی شد به وطر جد ایران و ایرانی سری بلند در جهان داشت.

متاسفانه با فرهنگهای غلطی که امیر کبیر با آنها مقابله می کرد از همان زمان خشکانده میشد دیگر کسی در جهل و تعصب خشکه مذهبی باقی نمیماند و مذهب آلت دست عده ای برای کسب قدرت بیشتر نمیشد.

امیر کبیر در حمام فین کشته نشد و راهش توسط کسانی نظیر ستارخان،دکتر مصدق، دکتر سحابی، دکتر فاطمی، آیت الله طالقانی، مهندس بازرگان، آیت الله منتظری و مهندس موسوی ادامه یافت و مهمترین خصلتی که این عزیزان داشتند دل در بند ایران و ایرانی داشتند و با زندگی پاک و اخلاقی نیک به سربلندی ایران می اندیشیدند به مطالعه گذشته و تاریخ این سرزمین به راحتی می توان پی به این مساله برد که چه کسانی به فکر ایران و ایرانی بود و چه کسانی به فکر پر کردن حسابهای بانکی خود بودند.

متاسفانه چند سال پیش به افرادی لقب امیر کبیر زمان را میدادند که به هیچ عنوان افرادی پاک نبودند و در ازای خدمتی که کرده بودند انتظار چیزهایی داشتند که بیشتر به صنف معامله گرها و بنگاه معاملات ملکی می خورد.

شاید تنها چیزی که از امیر باید یاد گرفت این بود که کسی که وارد سیاست می شود باید زیپ و جیپ شلوارش باشد که خدای ناکرده کار دستش ندهد. اما همین رعایت نکردن این نکته بسیار ساده باعث بروز فساد مالی و اخلاقی زیادی رد بین شاهان قاجار و پهلوی شد و متاسفانه کم کسانی نیستند که در عصر حاضر مواظب این دو ناحیه شلوارشان نشدند و خود و گروه و حزبشان را به باد فنا دادند.

همیشه که به امیر می رسم یاد این شعرش می فتم که در لحظه مرگش بر زبانش جاری شده بود:

روزگار است گهی عزت دهد گه خوار دارد

چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد


متاسفانه کسانی که در منظر قدرت هستند هیچگاه به این حرف امیر توجه نداشتند و همیشه خیال می کردند که دولتشان همیشه پاینده است در حالی که چنین نیست.

این روزها بد نیست کمی تاریخ بخوانیم تا اشتباهات گذشته نیاکانمان را تکرار نکنیم تا فردا برخلاف پدرانمان نزد فرزندانمان خجل نباشیم.

همیشه سبز و سرفراز باشید.


*عکس بالا مربوط به آقای دکتر محمد صادقی در نقش امیر کبیر می باشد.


پی نوشت: توصیه میکنم این روزها دو تا سریال را از دست ندهید یکی سالهای مشروطه که هر شب از شبکه سه پخش میشود و دیگری در چشم باد که جمعه از شبکه یک پخش می شود بهرحال بعضا یه چیزهایی از زیر دست آقای ضرغامی رد میشه و نباید اونا رو از دست داد.

قیصر؛ مانیفست ناموس‌پرستی
.: یکشنبه 27 دی ماه سال 1388 :.

همیشه قیصر رو دوس داشتم و باز می دارمش. این مطلب رو دیروز در سایت بی بی سی خیلی ازش خوشم اومد از آنجایی که خیلیا به این مطلب دسترسی ندارند گفتم بهتر است اینجا بیاورم تا دوستان نیز استفاده کنند. دیگه حسابش از دستم در رفته که دست بار قیصر رو دیدم و هنوز هم مشتاقم که باز ببینمش عاشق دیالوگهایش هستم. هوش کردم که امشب هم باز دوباره ببینمش. اگه قیصر رو تا حالا ندیدین حتما ببینین.


بهروز وثوقی


نمایش فیلم سینمایی قیصر حدود چهل سال پیش، از دهم دی ۱۳۴۸ در دوازده سینمای تهران شروع شد. کارگردان فیلم مسعود کیمیایی نام داشت که پیش از قیصر فیلمی به نام "بیگانه بیا" ساخته بود، که با موفقیت همراه نبود.

در مقطعی که سینمای ایران، از جمله به خاطر فشار سانسور، به بحرانی سنگین فرو رفته بود، قیصر به روی پرده آمد و همه را غافلگیر کرد. در آشفته بازار فیلم‌های مبتذل و بی مایه، قیصر از داستانی گیرا و ساختی نسبتا سنجیده برخوردار بود.

فیلم قیصر که بسیاری آن را پیشرفتی مهم در سینمای ایران ارزیابی کردند، داستانی ساده را روایت می‌کند. بیشتر ماجراهای فیلم در محلات قدیمی جنوب تهران می‌گذرد: دختری به نام فاطی سم خورده و خود را کشته است. از نامه‌ای که به جا گذاشته درمی‌یابیم که یکی از اوباش محل به نام منصور به او تجاوز کرده، و دختر از این ننگ خود را کشته است. برادر بزرگ فاطی به نام فرمان (با بازی ناصر ملک مطیعی) که خود زمانی چاقوکش و "بزن بهادر" بوده، برای انتقام به سراغ منصور می‌رود، اما در نزاعی نابرابر به دست او و دو برادرش (کریم و رحیم) کشته می‌شود.

برادر کوچک فرمان به نام قیصر (با بازی هنرمندانه‌ی بهروز وثوقی) که در آبادان کار می‌کند، برای دیدار خانواده به تهران می‌آید. در صحنه‌ای پرتنش قیصر از خودکشی خواهر و قتل برادر باخبر می‌شود. او تصمیم به انتقام می‌گیرد، در روزهای بعد به سراغ سه برادر قاتل می‌رود، و آنها را یکی پس از دیگری با چاقو به قتل می‌رساند؛ اولی را در حمام، دومی را در کشتارگاه و سومی را در انبار راه آهن. در پایان قیصر به دست مأموران پلیس از پا در می‌آید.


"تولدی تازه برای سینمای ایران"

فیلم قیصر با فروش بسیار بالا به رکوردی تازه در سینمای ایران رسید و با محبوبیت فراوان در میان جوانان، به صورت یک "موج فرهنگی" درآمد. دهها فیلم جاهلی به تقلید از قیصر ساخته شد.

افزون بر تماشاگران عادی سینما، بیشتر روشنفکران و منتقدان سینمایی نیز از قیصر ستایش کردند، و آن را "تولدی تازه برای سینمای ایران" دانستند.

پرویز دوایی (پیام) یکی از سرشناس‌ترین منتقدان سینما، نقدی مفصل در ستایش قیصر نوشت به عنوان "مرثیه‌ای برای ارزش‌های از‌دست‌رفته". در این مقاله آمده است: «قیصر قصۀ مرگ دورانی است که ارزش‌هایش آخرین رشته‌ای بود که جامعۀ ما را به زندگی خاص و ناب ایرانی می‌پیوست...»

دوایی می‌گوید که قیصر به "پیروی از فرمان خون و غیرت و انسانیت" دست به عمل زده است. او می‌افزاید: «انتقام قیصر انسانی‌ترین، سالم‌ترین و لذت‌بخش‌ترین عملی است که از مردی چون او می‌توان انتظار داشت.»

دوایی بر نکته‌ای انگشت می‌گذارد که برای امروزیان بسیار روشنگر است: «دید و برداشت او (کارگردان فیلم) از این محیط، به رنگ فرهنگ غرب آلوده نشده است.»

ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز نامی، در نوشته‌ای بلند سخت از فیلم قیصر ستایش کرد.

فیلم قیصر

نجف دریابندری، نویسنده و مترجم سرشناس، در نقدی مفصل به نام "قیصر پس از بیست سال سیاه مشق" چنین نوشت: «برای اولین بار یک فیلم فارسی خوب تصویر شده و خوب اجرا شده است... قیصر در حقیقت نخستین فیلم فارسی است. فیلم‌های قبل از قیصر را اکنون می‌توان در حکم سیاه مشق صنعت سینمای ایران دانست..."


"ارتجاعی‌ترین فیلم سینمای ایران"

زمانی که فیلم قیصر به نمایش درآمد، اختناق سیاسی بر جامعۀ ایران سنگینی می‌کرد. سانسور و کنترل دولتی زندگی و کار را بر مردم به ویژه هنرمندان و روشنفکران، دشوار کرده بود. روحیۀ نافرمانی و سرکشی که در فیلم آشکار بود، به مذاق تماشاگران خوش آمد. بسیاری از تماشاگران، از جمله خود کارگردان، قیصر را اثری در ستایش "مبارزه" دانستند.

در معدود برخوردهای منفی به فیلم، به ویژه دو نقد بر نکاتی اساسی انگشت گذاشتند. نخست نقدی بود از هوشنگ کاووسی. این منتقد و فیلم‌شناس در مقاله‌ای به عنوان "از داج سیتی تا بازارچۀ نایب گربه" به شدت به فیلم حمله کرد. کاووسی نوشت: «وقتی قیصر را تماشا می‌کنم وصلت آن را با فیلم فارسی عیان می‌بینم و در می‌یابم که این فیلم ثمر پیوند "بیگانه بیا" و غول بیابونی است که در قهوه‌خانه‌ی قنبر اتفاق افتاده...»

هوشنگ طاهری، از منتقدان هنری، در مقاله‌ای تند به فیلم تاخت: «قیصر بدون شک ارتجاعی‌ترین فیلمی است که تا کنون در سینمای ایران ساخته شده است. کیمیایی با این فیلم خود، درست در حساس‌ترین لحظه‌ای که سینمای مبتذل بومی ما در آخرین مراحل حیات خود دست و پا می‌زند و می‌رود که به یکباره در ابتذال روزافزون خود خفه شود، به یاریش می‌شتابد و با انتخاب موضوعی اشک‌انگیز و پرداختی احساساتی، بار دیگر حیاتی نو به این کالبد فاسد می‌دهد...»

این صداهای پراکنده در برخورد جدی با فیلم قیصر، در غوغایی که در ستایش فیلم به پا خاسته بود، پژواکی اندک داشت.

تسلط ارزش‌های سنتی

در بازخوانی متن قیصر، پس از چهل سال، وجه اصلی این فیلم، و بی‌گمان علت اصلی موفقیت آن را، تسلط ارزش‌های سنتی جامعه می‌بینیم. فیلم در طرح مسائلی مانند تجاوز و غیرت و انتقام، به تائید و بازتولید باورها و پیش‌داوری‌های دیرین جامعه روی می‌آورد.

مضمون اصلی فیلم "انتقام ناموسی" است. ناموس مقوله‌ایست که یکراست از دل اخلاقیات جامعۀ مردسالار بیرون آمده است. این مردان هستند که حافظ ناموس (حرمت جنسی زنان) به شمار می‌روند و باید از آن دفاع کنند.

انگیزه‌ی اصلی "ناموس‌پرستی" نیز غیرت است (تعصب و آبرو)، که به مردان تکلیف می‌کند از "حریم" خود در برابر تعرض بیگانه دفاع کنند.

در این برداشت سنتی، تجاوز مصیبتی نیست که بر جسم و جان زن وارد می‌آید، بلکه تعرضی است که به "ساحت مقدس" مرد ایرانی صورت می‌گیرد. زنی که مورد تجاوز قرار گرفته، همان بهتر که خودکشی کند، و گرنه تردیدی نیست که "فاطی" به دست برادران غیور (فرمان و قیصر) خود کشته خواهد شد.

از دیدگاه حقوقی نیز (کدام حقوق؟!) مدعی اصلی "زن" نیست، بلکه مردان (پدر و برادر و همسر) او هستند که باید پا پیش بگذارند و "ناموس به بادرفته‌ای را با یک دو سه" نیش چاقو بخرند.

انتقام قبیله‌ای در برابر مسئولیت فردی

مشکل فیلم قیصر آن است که در جامعه‌ای شهری و با مظاهر مدرن، به اخلاق سنتی (فئودالی) تکیه می‌کند. گفته‌اند که قیصر از "انتقام فردی" دفاع می‌کند، اما بدتر از آن این است که در قیصر از مسئولیت فردی (بنمایه‌ی فرهنگ مدنی مدرن) خبری نیست: به دنبال تجاوز به زن، دو خانواده (قبیله یا کلان) به جان هم می‌افتند و شش نفر از دو طرف جان می‌دهند.

در ایران پس از نهضت مشروطه، با رشد نسبی نهادها و ترتیبات مدرن، "آیین جوانمردی" پایه‌ها و سپس مشروعیت خود را از دست داد. اما وارث ناخلف این آیین در قالب "فرهنگ جاهلی" کمابیش ادامه یافت. پیامدهای فاجعه‌بار این ارثیه بر کسی پوشیده نیست. در فیلم قیصر از دوران ترکتازی اراذل و اوباشی که محله‌ها را قرق می‌کردند و باج سبیل طلب می‌کردند، با حسرت (نوستالژی) یاد می‌شود.

فرمان و برادرش قیصر به ظاهر شرارت و چاقوکشی را کنار گذاشته‌اند: فرمان به "مکه" تشریف برده، توبه کرده و حالا قصاب شده است، و قیصر به دنبال "کسب حلال" رفته است، اما روحیۀ لمپنی در هر دو برادر همچنان زنده است، و هر دو در هر فرصتی دست به چاقو می‌برند.

واکنش سنت به نوگرایی

سرگذشت ایران قرن بیستم سراسر در نبرد میان سنت و نوگرایی (بنای جامعۀ مدرن) گذشت و فیلم قیصر را باید در بستر همین برخورد ارزیابی کرد.

با تمهیدات رژیم پهلوی، مدرن‌سازی جامعه به شکل سطحی و به صورت تقلید از غرب انجام گرفت. لایه‌های سنت‌گرای جامعه در برابر آهنگ شتابان نوگرایی احساس خطر کردند و با پریشانی و نگرانی واکنش نشان دادند.

جامعه ایران در دهه ۱۳۴۰ بستر تخمیر واکنش بینش سنتی در برابر هجوم نوگرایی است. مظاهر گوناگون ناخرسندی را می‌توان از جمله در فرهنگ و هنر جامعه، به ویژه در بخش "غیررسمی" آن مشاهده کرد.

خمیرمایه‌ی این تفکر را جلال آل‌احمد در نقد "غرب‌زدگی"، در کتابی به همین نام، تشریح کرده است. در این اثر آل‌احمد مظاهر نوگرایی و زندگی مدرن را نفی کرده و آنها را با هویت و اصالت بومی ناسازگار دانسته است.

جلوه‌های گوناگون و گاه ناخودآگاهِ واکنش به نوگرایی را می‌توان در فعالیت‌های هنری نیز دید، که البته برآمدها و دستاوردهایی متفاوت داشت: در تئاتر به صورت گرایش به تعزیه و اغراق در ارزش‌های نمایشی آن، در نقاشی با پیدایش مکتب "سقاخانه"، و در شعر و موسیقی و رمان به صورت‌های دیگر...

فیلم قیصر این زمینه‌ی ذهنی را به روشنی بازتاب می‌دهد. در قیصر ارجاعات گوناگونی به شناسه‌های فرهنگ سنتی (فئودالی و پیشامدرن) وجود دارد، که به صورت فرهنگ قومی (فولکلور) ارائه می‌شود.

تنها نزدیک ده سال پس از نمایش فیلم قیصر بود که این نبرد فرهنگی در عرصه سیاسی نیز به فرجام رسید: با پیروزی انقلاب بهمن ۱۳۵۷ آخرین میخ به تابوت نوگرایی جامعه ایران کوفته شد.

علی امینی نجفی

پژوهشگر مسائل فرهنگی


منبع


قرار عاشقی گذاشتیم
.: دوشنبه 14 دی ماه سال 1388 :.

بعد از انتشار آلبوم قرار عاشقی آقای زمان خیلی از دوستان ازم خواستند که نقدی بر این کار بنویسم اما دو سه بار که با خود مهندس صحبت کردم و نظرات خودم رو گفتم و آ[رش به این نتیجه رسیدم که نقد هر آلبومی بیشتر مبتنی بر نظرات شخصی هر فرد است و علایقش به آن اثر هنری. در مورد حسین زمان هم من به دلیل علاقه وافر شخصیم نمیتوانم بر اساس منطق تحلیلی خوبی انجام دهم در ثانی به دلیل اینکه از بعضی از افرادی که در این آلبوم با مهندس زمان کار کردند خوشم نمیاد و رفتارشون رو نمی پسندم می ترسم در ورطه حب و بغض بیفتم و به همین خاطر چیزی ننوشتم اما نظرات خودم را در صحبتهایم با خود مهندس در میان گذاشتم. اما دوست خوب و نازنینم مسعود قربانی عزیز نوشته نقد گونه بر این آلبوم نگارشته است که به تلافی ننوشتن من اینجا میارمش.




نیم‌نگاهی به قرار عاشقی حسین‌ زمان


مهندس‌حسین‌زمان از معدود هنرمندانی است در این ملک، که می‌داند برای‌چه و کجا از ابزاری که خداوند به ودیعه به او داده است استفاده نماید. آن‌گونه که استاد مسلم آوازمان (محمد رضا شجریان) بعد از آن‌که هجوم بر بی‌دفاعان دیارش را دید نتوانست آرام بنشیند؛ و «زبان آتش» را خواند. حسین‌زمان نیز از همان آغاز  فعالت هنریش، آن‌گونه که بارها گفته و نوشته است، هنر را نه برای هنر، که برای آرمان‌های والای انسانی و الهی می‌خواسته و هم‌واره در مسیر فعالیت‌هایش سعی به انتخاب چنین راهی نموده است. «زمان» دردکشیده است، و می‌فهمد آن‌چه را بر مردمان ملکش می‌رفته و می‌رود را باید چگونه با زبان هنر فریاد کشد. و همان‌گونه که «مرحوم‌قیصرامین‌پور» به هنرمندان توصیه می‌کرد، هیچ‌گاه به قصد هنرفروشی پا به این عرصه نگذاشت:

« این حنجره این باغ صدا را نفروشید

این پنجره این خاطره‌ها را نفروشید... » قیصرامین‌پور – دستور زبان ‌عشق

همین نوع دید به هنر بود که باعث شد، با «زمان» زمانه نسازد و هر روز عرصه براو تنگ و تنگ‌تر شود. تا این‌اواخر که کار به بند کشدنش نیز کشید! اما می‌دانیم که ممکن است؛ امروز بر هنر و هنرمندان بستیزند و با هر حربه‌یی که به‌دستشان می‌رسد بخواهند که منزویشان نمایند! ولی آن‌چه به ما تاریخ و روزگار آموخته است؛ رفتن و پوسیدن و خریدن لعن است برای حاکمان، و ماندگاری است برای هنر و هنرمند. کاش می‌فهمیدند این را!

در این اوضاع، آلبومی به‌نام «قرارعاشقی» که کاری بود برای چهارسال پیش، باصدای حسین‌زمان به بازار عرضه شد. هرچند فضای حاکم بر این اثر «محوریت عشق» را به یدک می‌کشد، اما صدای محزون و غمگین مهندس، ناخودآگاه حس «دل‌گیری» و «نارضیاتی‌» او از اوضاع، را در شنوند‌ه‌ القا می‌کند. این مجموعه دارای هشت اثر است که با تیمی‌ حرفه‌یی و آگاه که پیشینه‌یی روشن در عرصه‌ی موسیقی پاپ دارند ساخته شده است. یغماگلرویی، عبدالجبارکاکایی، افشین‌یدالهی و مرحوم رهی‌معیری ترانه‌سرایان ‌آن و محمدرضاچراغعلی، میثم‌مروستی، امیرقدیانی، بهروزصفاریان، تورج‌شعبان‌خانی، بهرام دهقان‌یار، تیم پرقدرت آهنگ و تنظیم آن را به عهده داشته‌اند.

قطعه‌ی «یکی لیلی؛ یکی مجنون» از یغما، با آهنگ و تنظیم دکترچراغعلی؛ در قالبی نو «تکنو» از حسین‌زمان ارایه شده است. رویه‌یی که در کارهای گذشته‌ی زمان کمتر شنیده بودیم. شاید این کار می‌توانست بهتر از این ارایه شود. هدف گیری ترانه که گویا آشفتگی وادی عشق را نشانه رفته است در این قالب قابل دفاع است ولی حرکت آهنگ، به خصوص در ابتدا و پس از پایان یافتن ریتم تند و آغاز خوانش، چندان جذابیتی در شنونده برای پی‌گیری آن ایجاد نمی‌کند. به نظر می‌رسید اگر شروع آن در قالبی،که همان قدرت ترجیع بند ترانه: "یکی لیلی یکی مجنون، یکی خوشحال یکی داغون ..." را می‌داشت، می‌توانست ضعف مورد اشاره را برطرف سازد. ضمن آن‌که باتوجه به حزن ذاتی در صدای زمان، لازم است در استفاده از این نوع کارها دقت بیشتری نمود. به هر روی این قطعه از معدود قطعات این آلبوم است که نسبت به کلیت حاکم بر آن دارای تفاوت‌های اساسی است که می‌توان تجربه‌یی نو برای حسین‌زمان به حساب آورد.

آن‌چه به عنوان «کلیت حاکم بر آلبوم» نام برده شد، «آرامش» و «آزار ندیدن» شنونده است؛ که در هنگام شنیدن این اثر در او القا می‌شود. البته که این می‌تواند موافق یا مخالفانی با خود همراه داشته باشد. افتادن در وادی تکرار یکی از آسیب‌های چنین قالبی است و از سوی دیگر نرفتن در ورطه‌ی ابتذال شاید قوتش باشد. به هر روی اگر چنین اصلی را برای این آلبوم در نظر بگیریم به نظرم، قله‌ی آن را در دو قطعه‌ی «لالایی» و «وقتی تنها تو را دارم» می‌توان یافت.

قطعه‌ی «لالایی» با ترانه‌ی عبدالجبار و ملودی و تنظیم امیرقدیانی، شروع و پایانی عالی دارد. کلام و ملودی کاملن به هم می‌آیند و عدم‌تجانسی در آن دیده نمی‌شود. محوریت گیتار و استفاده به‌جا از سازهای الکترونیکی از نکته‌های قابل توجه‌ی این قطعه‌ است. ضمنن حرکت آهنگ کاملن حساب شده و در یک روند منطقی اوج می‌یابدو سپس فرو می‌نشیند. این روند به هنگام شنیدن این دوگوشه از ترانه: «1- نمی‌شه باغ بی‌شبنم بخوابه ...» و «2- تو بیداری و شب از غصه بیدار...» کاملن محسوس است؛ به طوری که با آن‌که این دو در یک روند صعودی قرار دارند ولی خواننده با ظرافت، گویی از پیش هریک را در طبقه‌یی خاص گذاشته است، به خوانش آن‌ها می‌پردازد. تنها آسیبی که ممکن است بر این نوع قطعات وارد شود طولانی شدن آن‌هاست که شاید بر این قطعه نیز محتمل باشد که البته، اگر این را ضعف بنامیم، در قطعه‌ی «وقتی تنها تو را دارم» کاملن مرتفع گردیده است. نکته‌ی دیگری که در خصوص این آهنگ می‌توان اضافه نمود: ابتکاری بود که بعضی از شنوندگان ـ هرچند از لحاظ فاصله‌ی زمانی قرابتی با مسایل دهشتناک امروز میهنمان نداشت ـ ولی «لالایی» را به مادران داغ‌دیده‌ی وقایع اخیر تقدیم نمودند؛ که به نظر می‌رسد انتخاب به‌جا و با مسمایی نیز بوده است.

آتش حسرت از مرحوم رهی‌معیری و آهنگ و تنظیم دکترچراغعلی، شروع غافل‌گیر کننده‌یی دارد و آن‌گاه که چاشنی تار را نیز به خود می‌بیند زیبایی آن دو چندان می‌شود. در ضمن به نظرم گذاشتن ترانه‌ی رهی در چنین فضای آهنگینی شجاعتی می‌طلبیده همراه با ترس! که به نظر می‌رسد تاحدودی زمان از پس اجرای آن برآمده باشد و مجموعن این قطعه با محوریت آکاردیون و تار فضایی لطیف و نویی را در شنونده ایجاد نموده است و جزو قطعات بسیار خوب این مجموعه است.

اما «وقتی تنها تو را دارم» یکی از موفق‌ترین کارهای این آلبوم است که در آن ترانه‌ی زیبای کاکایی، ملودی و تنظیم خوب صفاریان و صدای مخملین زمان، دست در دست هم می‌دهند تا کاری با محوریت وطن که به نظر یکی از متفاوت‌ترین کارهای ارایه شده در این چند ساله‌ی اخیر باشد را عرضه کنند. این قطعه با نوای زیبای ویلون آغاز می‌شود که به درستی صدای آوازین خواننده به آن اضافه می‌شود: «وقتی تنها تو را دارم/تو را تنها نمی‌گذارم...» سپس همراه با کوبش به‌جا، ترانه ادامه می‌یابد: «... اسم تو ترانه‌ی ما- زیر گنبد کبوده/قصه‌ی کودکیامون- یکی‌بودیکی نبوده...» حرکت این قطعه: شروع، اوج و فرود به درستی پیاده شده است. به نظرم این ترانه یکی از زیباترین ترانه‌های این مجموعه است؛‌ از آن نوع کارهای عبدالجبار که گویی تنها و تنها به صدای حسین زمان می‌آید و این ویژگی به درستی از سوی بهروزصفاریان درک شده و چنین کار زیبایی را عرضه گشته است. آن‌گونه که قبلا نیز متذکر شدم و این‌جا نیز تاکید می‌کنم فراز و فرود عالی این قطعه است که برای مثال می‌توان به آن قسمت از ترانه اشاره کرد که زمان به زیبایی از نخل‌های جوان وطن می‌گوید: «اسم تو نفس کشیدن زیر خاک خیس خونه/ گریه‌ کردم گریه کردم واسه‌ نخلای جونت ...» به هر حال این کار موفقیت در هم‌راهی زمان و صفاریان را نیز گویاست که امید داریم ادامه یابد.

قرارعاشقی که نام آلبوم نیز از آن گرفته شده است، ترانه‌یی از دکتریدالهی دارد و آهنگ و تنظیم آن رامیثم مروستی به عهده گرفته است. ملودی این اثر زیباست ولی در جاهایی حس تکرار و دِمده شدن این ملودی‌ها در شنونده ایجاد می‌شود، و آدمی را یاد کارهای احسان خواجه‌نوری می‌اندازد. شروع عالی است و اضافه شدن سازها به‌جاست. هم‌چنین به نظرم طولانی شدن آهنگ در ابتدا و دیر اضافه شدن صدای خواننده خود یک حسن برای این اثر است. شاید بتوان این قطعه را به سه قسمت تقسیم نمود:

اول شروعی عالی که قبلن درموردش گفتیم. دوم اوج گرفتن آن است که این‌گونه شروع می‌شود: «آخه بی عشق دنیا سوت و کوره...» به نظرم اوج تا آن‌جایی خوب است که به این بیت می‌رسد: «درسته عشق و چشم انتظاری/ولی بی عشق بازم بی‌قراری ...» که می‌شد این‌جای ترانه را با مکثی خواننده ارایه می‌داد نه این‌که بعد از دوبار تکرار: «دلت دنبال یک سنگ صبوره» پی می‌گرفت.  فکر می‌کنم این‌جای کار به روند مطلوب اثر لطمه وارد کرده است؛ مخصوصن که چنین ضعفی بعد از خوانش بیت «همه دنیا اگه مال تو باشه...» دوچندان به نظر می‌رسد. اما قسمت سوم که با «خدا با ما قرار عاشقی بست... » آغاز می‌شود،  پایان خوبی را برای اثر رقم می‌زند و باز این‌که پایان را تم ابتدایی باعث شده یک ویژه‌گی خاص به آن بخشیده است.

در قطعه‌ی ششم «تو تنها ماندی» که با تمی افغانی و محوریت طبلا و کمانچه پیش می‌رود کاری بی‌نقص از سوی حسین زمان، چراغعلی و البته عبدالجبار ارایه می‌شود. این هم نمونه‌ی جدیدی است که زمان با این‌گونه ملودی‌ها تجربه می‌کند که به نظرم موفق هم از آن بیرون می‌آید. به نظرم آمیختگی لطافت صدای زمان و موسیقی افغانی نتیجه‌ی قابل قبولی ارایه داده است.

دو قطعه‌ی آخرین این اثر مرا به یاد اولین کارهای حسین زمان که در کاستی هم‌راه با افشار ،اعتمادی، شادمهر و عصار ارایه شده بود می‌اندازد، دقیق یادم نیست ولی کاری بود که ترانه‌ی آن را گویا علی معلم گفته بود. به هرحال در این دو قطعه باید نمره بالا را به ترانه‌های عبدالجبار داد، که آن‌ها از سوی زمان سرراست ارایه شده است و در آن نوآواری دیده نمی‌شود.در این دو کار آخری شاید بهتر باشد از زبان ترانه سرای آن یعنی عبدالجبار بشنویم:

« آلبوم جدید حسین زمان منتشر شد پنج ترانه به حسین دادم حاصل کار خوب درامد صدای سنتی حسین رو می پسندم حزن حماسی همون احساسیه که باهاش زندگی می کنم و یه جورایی تو صدای حسین هست ترانه" کاشکی "از کارای خاص منه که رفتار تدریجی و نزول عشق رو در زندگی های غیر واقعی نشون می ده با استفاده از کهن الگوی داستان آدم و حوا . بخوانید زمزمه عاشقانه آدم برای حوا:

کاشکی چشمای قشنگی که داری

منُ از قصه‌ها بیرون نمی‌کرد

دست دنیا رو تو دستم نمی‌ذاشت

دلمُ مثل دلت خون نمی‌کرد...

یکی دیگه از ترانه هایی که به حسین زمان دادم یه اسم ساده‌ست تلاش ناکامی برای اثبات عشقی متفاوت ما در مقدرات و قابلیتهای وجودمان توان عرضه احساسات عاشقانه داریم هر کدام در تصرف اسمی هستیم و رنگ صدا هایمان به هم نزدیک است اما توهم داشتن عشقی متفاوت وا میداردمان تا قلبمونو دستمون بگیریم تازه با چشمهای خجالت زده تا باورمان کنند عاشقیم  از ته ته ته دل .جرئت گریز از خودمان را نداریم یه اسم ساده ایم مثل اسمهای همدیگه این تلاش ناکام رو به ترانه گفتم:

 یه اسم ساده ام مث اسم تموم آدما

یه دل بریده از همه  یه دل شکسته ی شما... » +

به هرحال آن چه عنوان شد، جسارتی بود از یکی از کوچک‌ترین دوستاران حسین زمان که از او بسیار آموخته است و می داند چه تفاوت‌های اساسی با دیگر هم‌صنفانش در عرصه‌ی موسیقی دارد. زمان در این روزها حتمن به یاد مردمانش است و می‌دانم باید منتظر بمانیم تا هم‌راهی و هم‌آوایی او را با مردمش ببینیم و بشنویم.

مسعود قربانی 88/09/28


تنظیمات امنیتی برای فیس بوک
.: سه شنبه 17 آذر ماه سال 1388 :.

خیلی از دوستان همچون خودم عضو فیس بوک هستند لذا برای اینکه به لحاظ حفظ مشخصاتشان دچار مشکل نشوند این مقاله رو از سایت نگهبان برایتان اینجا آوردم.



عضویت در فیس بوک همواره برای عده زیادی با نگرانی و اضطراب همراه بوده است و در مواردی نیز منجر به مشکلاتی هم شده است. کم نیستند افرادی که از برچسب خوردن عکس‌هایشان توسط دیگران و یا دیده شدن عکس‌های خصوصیشان توسط دوستان نه چندان صمیمی شاکی اند.

 

در این مطلب به آموزش چند راه ساده و کاربردی برای حفظ حریم شخصی در فیس بوک می ‌پردازیم. با اطلاع از این امکانات می توانید بخش قابل ملاحظه ای از مشکلاتتان در این شبکه اجتماعی را حل کنید.

 

۱- دوستان تان را گروه بندی کنید.

 

 

بسیاری از کاربران فیس بوک از این امکان بی خبر هستند. فیس بوک این قابلیت را دارد که دوستان تان را بر اساس سطح روابط و صلاحدید خود در گروه های مجزا دسته بندی کنید. به عنوان مثال می توانید همکاران خود را در یک گروه دسته بندی کنید و برای آنها پیغام های گروهی بفرستید. البته در این صورت امکانات بیشتری در اختیار شما خواهد بود که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.

 

- شما می توانید هر یک از دوستان خود را در یک یا چند گروه دسته بندی کنید.

- گروه دوستان مانند سایر دسته بندی های وب با برچسب -Tag- مشخص می شوند.

- هر یک از گروه‌ها می توانند قوانین حریم خصوصی مربوط به خود را داشته باشند.

به طور معمول گروهها در سه قالب دوستان، خانواده و کاری تقسیم‌بندی می‌شوند. در این حالت دسته‌بندی، راحت ‌تر می‌توان حریم خصوصی گروه‌ها را شرح داد. به عنوان مثال شما می خواهید دوستانتان عکس‌های مهمانی شب گذشته را ببینند، اما اگر خانواده و همکارانتان این عکس‌ها را ببینند تازه اول دردسر است. در شرایطی که شما افراد زیادی در لیست فیس بوک خود دارید، استفاده از لیست دوستان برای منظم کردن و ساماندهی افراد بسیار کارآمد و مفید است.

 

برای ایجاد لیست دوستان خود میتوانید به صفحه friends در فیس بوک مراجعه کنید. در این صفحه در برابر نام هر یک از دوستان تان گزینه ای با نام Add to List می‌بینید که با کلیک روی آن می‌توانید شخص مورد نظر را در یکی از لیست ها قرار دهید و یا اینکه لیست جدیدی برای دسته بندی وی ایجاد کنید.

 

2- اطلاعات خود را از نتایج جستجوی فیس بوک حذف کنید.

 

 

مادر من معلم مدرسه است و اولین سؤالی که بعد از عضویت در فیس بوک پرسید، این بود که «چگونه می ‌توان مانع اطلاع دیگران از حضور فردی در فیس بوک و دست یابی به اطلاعات وی شد؟»

قطعاً مادر من دلایل زیادی برای جلوگیری از آگاه شدن دانش ‌آموزانش از جزئیات زندگی شخصی ‌اش در فیس بوک دارد و بهترین راه برای جلوگیری از این امر، کنترل نمایش اطلاعات اشتراک -اکانت- است. با دنبال کردن مسیر زیر می‌توانید سطح دسترسی به اطلاعات تان از طریق بخش جستجوی فیس بوک را تنظیم کنید

 

Facebook > setting > privacy setting > search > search visibility > only friends > save changes

البته فیس بوک به صورت پیشفرض تمامی اطلاعات شما را برای افراد موجود در نتورکی که عضو آن هستید قابل جستجو می سازد. با استفاده از منوی باز شونده جلوی گزینه search visibility می توانید با انتحاب گزینه Customize، حلقه این جستجو را تنگ تر کنید.

 

 

 

۳- مشحصات خود را از گوگل حذف کنید.

 

 

فیس بوک ترافیک بالایی را صرف نمایش مشخصات کاربران در موتورهای جستجو می‌کند، البته تمام اطلاعات شما در جستجو نمایش داده نمی‌شوند و گوگل به نمایش عکس، لیستی از دوستان، لینک صفحه ارسال پیغام و لینک اضافه کردن به لیست دوستان در این مرحله بسنده می ‌کند.

 

برای عده‌ای از کاربران که می‌خواهند توسط نتایج جستجو در دسترس باشند، این امکان بسیار ارزشمند است.

اگر شما جزو این دسته از افراد نیستید، می توانید با مراجعه به صفحه search privacy و برداشتن تیک کنار گزینه Create a public search listing for me and submit it for search engine indexing مانع نمایش مشخصات تان در موتورهای جستجو شوید.

 

Facebook > Settings > Privacy Setting > Search > Create a public search listing for me and submit it for search engine indexing
 

 

 

۴- از برچسب خوردن نام تان در عکس‌های نامناسب جلوگیری کنید.

 

 

یکی از مشکلات قدیمی کاربران فیس بوک تگ خوردن و نمایش عکس هایی است که نتایج جبران ناپذیری را بر روابط دوستی و حرفه ای آنها می گذارد.

در محیط فیس بوک امکان بر چسب زدن بر روی عکس ها برای کاربران فراهم است و زمانی که نام شما بر روی یک عکس چسبانده می شود، این عکس برای همه نمایش داده می شود. متاسفانه این عکس را فقط دوستان نزدیک شما نمی بینند، بلکه ممکن است رییس شما هم این عکس را ببیند. اینکه هر روز وقت زیادی را صرف حذف برچسب عکس ها کنیم، اصلا عاقلانه نیست.

برای رهایی از این مشکل باید در صفحه profile privacy page وارد بخش photos tagged of you شوید و با انتخاب گزینه customize نحوه نمایش عکس های برچسب خورده را تعریف کنید. در اینجا با صفحه ای روبرو می شوید که در آن از شما خواسته شده تا مشخص کنید که عکس های برچسب خورده اول به چه کسانی و در چه گروهی نمایش داده شوند. پیشنهاد ما انتخاب گزینه های only me در قسمت بالا و گزینه None of my Networks در قسمت پایین است.

 

Facebook > Settings > Privacy Setting > profile > photo tagged of you > customize
Friends > Only Me
Networks > None of My Networks

 


 

۵- از آلبوم‌هایتان محافظت کنید.

 

 

اگر بخواهید عکس‌های تان را از دید عموم مخفی نگه دارید، این کار بدون تغییر تنظیمات هر آلبوم عکس امکان پذیر نیست.

شما می توانید با مراجعه به صفحه Album Privacy به صورت دلخواه سطح دسترسی ویژه هر آلبوم را تعیین کنید. با استفاده از این قابلیت، تنها افرادی عکس‌های شما را خواهند دید که شما به آنها این اجازه را داده باشید. برای حفظ حریم خصوصی، استفاده از این امکان فیس بوک اکیدا توصیه می شود.

 

Facebook > settings > Privacy Setting > Profile > Edit Photo Album Privacy Settings
 

 

۶- مراقب برنامه های جانبی فیس بوک باشید.

 

 

گاهی اوقات پس از نصب یک برنامه جانبی متوجه می شوید که متنی به پروفایل شما اضافه شده است. این برنامه ها با این هدف طراحی می شوند که شما به دوستان تان یکی از علاقه مندی های خود را معرفی کنید یا یک خصوصیت رفتاری تان را برای دیگران برجسته کنید. در مواردی این برنامه ها جملات نامناسب و شرم آوری را به پروفایل شما اضافه می کنند که چندان جالب به نظر نمی رسند.

 

برای جلوگیری از این اتفاق شما دو راه را پیش رو دارید، اول اینکه از نصب برنامه های جانبی خودداری کنید و یا اینکه با اطلاع از امکان وقوع این اتفاق پس از نصب هر برنامه حتما پروفایل خود را کنترل کنید.

 

۷- اطلاعات تماس خود را خصوصی کنید.

 

 

بسیاری افراد از فیس بوک برای مقاصد کاری و حرفه ای استفاده می کنند و به همین دلیل اطلاعات تماس خود را به صورت کامل و دقیق در اختیار لیست دوستان خود قرار می دهند. مشکل زمانی شروع می شود که شما با تقاضای دوستی فردی مواجه می شوید، که تمایل ندارید به اطلاعات تماس شما دسترسی داشته باشد. یا از اینکه تمام گروه های دوستی شما شماره تلفن تان را داشته باشند احساس رضایت نمی کنید.

 

راه حل بسیار ساده است، با مراجعه به contact information از طریق کلید info در قسمت پروفایل، می توانید برای هر بخش از اطلاعات خود دسترسی مشخصی را تعریف کنید.

پس انتخاب گزینه Edit روبروی عبارت contact information صفحه ای باز می شود که بر اساس گروه های از پیش تعریف شده دوستان اجازه دسترسی به اطلاعات را برای هر کدام به تفکیک تعریف می کنید. البته برای این کار باید بر روی آیکن قفل روبروی هر کادر کلیک کنید و تنظیمات ویژه آن کادر را انجام دهید. بدین ترتیب دیگر نگران این نخواهید بود که افرادی که با آنها ارتباط صرفا کاری دارید ایمیل و شماره تلفن شخصی شما را در اختیار داشته باشند و یا افرادی که به آنها صمیمیتی ندارید اطلاعات تماس شما را داشته باشند و هیچ گاه اطلاعات شما توسط افراد سودجو برای مقاصد تبلیغاتی استفاده نخواهد شد.

 

Facebook > Profile > Info > Contact Information > Edit > push Lock > who can see this
 

۸. پیغام های نامناسب صفحه اول را کنترل کنید.

پیغام های صمیمانه ی دوستان که بر روی صفحه شما نمایان می شوند، در مواردی لطمات جدی ای را به شخصیت حرفه ای شما وارد می کند. کنترل پیغام های پر از شوخی و خنده، یکی از آزار دهنده ترین امکانات فیس بوک است که البته امکان کنترل آنها نیز برای شما فراهم شده است. شما حتی می توانید دوستان خود را کنترل کنید و اجازه گذاشتن پیغام بر روی صفحه اصلی را به برخی از آنها ندهید. البته این دو کار را از طریق دو قسمت مجزا انجام می شوند.

 

 

کنترل نمایش پیغام ها:

از طریق گزینه posting ability واقع در قسمت settings صفحه پروفایل تان می توانید تعیین کنید که چه کسانی پیغام های دوستان تان را ببینند.

 

Facebook > Profile > Option > Settings > Story Posted by Friends > Who can see posts made by friends
 

چه کسانی می توانند برای شما پیغام بگذارند:

همچنین با مراجعه به صفحه Profile Privacy settings و از طریق قسمت Wall Posts می‌توانید مشخص کنید که چه کسانی اجازه دارند در صفحه اصلی شما پیغام بگذارند. با استفاده از تنظیمات این بخش می‌توانید امکان پیغام نوشتن توسط همه دوستان تان را مسدود کنید. یا اینکه به گروه مشخصی از آن‌ها این امکان را بدهید.

Facebook > Settings > Privacy Setting > Profile > Wall Posts

 

 

 

۹. جزئیات روابط دوستانه خود را خصوصی نگه دارید.

اینکه لیست دوستان شما برای همه قابل رویت باشد در ابتدا زیاد ناراحت کننده به نظر نمی رسد، اما در واقع مشخص بودن دایره روابط شما برای همه می تواند به اشکال مختلفی مورد سواستفاده دیگران قرار گیرد. در مواردی هم دوستان شما از این مسئله که دیگران آنها را در لیست شما ببینند، احساس رضایت نمی کنند.

راه حل ساده است، با مراجعه به صفحه Profile Privacy نحوه نمایش روابط و لیست دوستان را به سایرین تنظیم کنید و از سو استفاده های احتمالی جلوگیری کنید.

 

 

Facebook > Settings > Privacy Settings > Profile > Friends
 

 

 

نکته ای که در آخر باید به ان توجه کنید این است که موارد بالا تنها 10 راه برای حفظ حریم خصوصی شما در فیس بوک است که شما می توانید بر روی اطلاعات خودتان اعمال کنید. اما شما نمی توانید از نمایش عکس هایتان توسط دیگر دوستان جلوگیری کنید. بنابراین همیشه مراقب باشید که که چیزی را در اختیار دیگران قرار می دهید. ممکن است شما همیشه محتاط باشید، اما باید به این هم فکر کنید که شاید دوستان شما به اندازه خودتان محتاط نباشند.


منبع اصلی


Google Wave یا موج گوگلی یعنی چه؟
.: پنجشنبه 12 آذر ماه سال 1388 :.

امروز از طریق دوستی بالاخره دعوتنامه موج گوگلی یا Google Wave  به دستم رسید و منم بالاخره به این موج پیوستم. اصولا اهل هیچ موجی نیستم و زیاد به روز کار نمیکنم اما در محیط اینترنت و سایبر همیشه سعی کردم آپدیت بازم و هر پدیده جدیدی که اومده باهاش همراه بودم برای معرفی این موج نیز چون حال و حوصله نوشتن نداشتم بلکه با اجازه از بلاگنوشت عزیز که این مطلب رو تهیه کرده بود در اینجا میارم تا دوستان نیز از این جریان آگاه بشوند. در ضمن از اونجایی که هنوز دعوتنامه ای به دستم نرسیده است از دوستانی که میخوان عضو بشن میخوام که ایمیلشون رو در نظرات وارد کنند تا در صورت اومدن دعوتنامه حتما به دوستان متقاضی ارسال خواهم کرد.




گوگل ویو (Google Wave) ابزار آنلاینی است برای ارتباطات و همکاری همزمان. یک ویو (موج) می‌تواند یک گفت‌وگو آنلان باشد، یا اینکه فایلی شامل متن، تصویر، فیلم، نقشه و… باشد که افراد درباره آن‌ها به بحث و تبادل نظر می‌پردازند و روی آن‌ها کار می‌کنند.

ویو چیست؟
یک موج گوگلی یا ویو، همانطور که گفته شد ترکیبی از گپ آنلاین و فایلهای متنی، تصویری، ویدئویی و… است که افراد در ارتباطات و همکاری‌های‌شان بین همدیگر رد و بدل می‌کنند.

- ویوها به اشتراک گذاشته می‌شوند، از همین رو هر یک از شرکت‌کنندگان در ویوها می‌توانند در هر زمان به پیام‌های ارسال شده دسترسی داشته باشند، یا اینکه فایل‌های ارسالی را ببینند و در آن‌ها دخل و تصرّف کنند. هر یک از شرکت‌کنندگان می‌توانند شرکای دیگری را به ویو اضافه کنند.

- ویوها زنده هستند! با رد و بدل همزمان و زنده اطلاعات، شرکت‌کنندگان در ویوها سریعتر می‌توانند با هم ارتباط داشته باشند و به طور همزمان می‌توانند گپ‌های زده شده و تغییرات داده شده بر روی فایل‌ها را ببینند.

شمای اصلی Google Wave

بعد از وارد شدن به اکانت کاربری گوگل ویوتان، نخستین صفحه‌ای که مشاهده می‌کنید، چیزی شبیه به تصویر پائین است:

جهت دیدن اندازه اصلی تصویر روی آن کلیک کنید.

جهت دیدن اندازه اصلی تصاویر روی آنها کلیک کنید.

باکس‌های سمت چپ صفحه، شامل گزینه‌های Inbox، All، By Me، Request، Spam، Settings، Trash و لیست دوستان‌تان است که شباهت زیادی به باکس‌های Gmail دارد. همین موضوع نیز باعث می‌شود که در نگاه اول، این ذهنیت پیش آید که ابزار جدید، نوعی ایمیل است با امکاناتی برتر!

روی هر یک از گزینه‌های ستون وسط که کلیک می‌کنید، محتویات آن در ستون سمت راست نمایان می شود که مرا به یاد Microsoft Outlook می‌اندازد.

چه کارهایی می‌شود با گوگل ویو انجام داد؟

مسلماً با گوگل ویو کارهای زیادی می‌توان کرد که ابتدائی‌ترین آنها ایجاد ارتباط با سایرین برای اهداف مختلف است. اما چند نوع از کارهایی که می‌شود با گوگل ویو بهتر از قبل انجامشان داد را به عنوان نمونه می آورم:

- سازماندهی کردن وقایع: می‌توان همایش‌ها، سیمینارها و سایر وقایع (Events) را در آن با دیگران به اشتراک گذاشت. با وجود گجت‌هایی مثل نقشه، آب و هوا و… این وقایع نگاری کامل‌تر از هر زمان دیگری می‌تواند باشد.

- یادداشت‌نگاری قرار ملاقات‌ها: می‌توانید با دوستان‌تان قرار ملاقات بگذارید، نکات مربوط به این قرار را همزمان با همدیگر یادداشت کنید و در انتها یک صورتجلسه کامل از تمام وقایعی که در قرار ملاقات گذشت، داشته باشید.

- گزارش گروهی پروژه‌ها: با وجود گوگل ویو، گزارش‌دهی پروژه‌هایی که به صورت گروهی انجام می‌دهید، همزمان‌تر از همیشه خواهد بود. لذا سریعتر از همیشه به نظر سایرین درباره قسمتی از کار که شما انجامش می‌دهید، دسترسی خواهید داشت. ضمناً دیگر نیاز نخواهد بود که مدام فایل‌های تغییر داده شده را برای همدیگر ایمیل کنید! یکبار که فایلی تغییر کند، همزمان همگان به نسخه اصلاح شده دسترسی سریع خواهند داشت.

- بکارگیری طوفان ذهنی: برای پرورش دادن سریع ایده خامی که به ذهن‌تان می‌رسد، کافیست عده‌ای از دوستان خلاق‌تان را به یک موج گوگلی دعوت کنید، و در سریعترین زمان ممکن به تصوّرات ذهنی آنها درباره ایده‌تان دسترسی داشته باشید.

- اشتراک گذاری تصاویر: کافیست که عکسها را دراگ کنید و داخل ویو بیاندازید، تا به همین آسانی آپلود شود! حالا دیگران را به ویو دعوت کنید تا از اسلایدشوی تصاویرتان لذت ببرند.

افزونه‌های گوگل ویو چه کارهایی انجام می‌دهند؟

نمونه‌ای از بکارگیری گجت در ویوها

نمونه‌ای از بکارگیری گجت در ویوها


گجت‌ها و اکستنشن‌ها ابزارهایی هستند که می‌توانید به اکانت گوگل ویوتان اضافه‌شان کنید، تا امکانات جدیدی در اکانت‌تان داشته باشید. چیزی شبیه به فیس بوک، اینجا هم هر کاری از دست افزونه‌ها برمی‌آید! برخی از این افزونه‌ها عبارتند از:

- Wave Sudoku: بین دوستان‌تان تورنومنت سودوکو راه بیاندازید و ببینید که چه کسی بهترین سودوکوباز است!

- Yes/No/Maybe Gadget: با این گجت می‌توانید از دوستان‌تان در ویوها درباره موضوعی خاص نظرسنجی کنید.

- Map Gadget: گجت نقشه گوگل است که می‌توانید در ویوهای‌تان از آن استفاده کنید.

- Video Chat Experience: از طریق این افزونه می‌توانید با دیگر شرکت کنندگان در ویوها چت ویدئویی داشته باشید.

نکته‌ای که درباره اکستنشن‌ها وجود دارد اینکه برخی از آنها متاسفانه برای IP ایران محدودیت دارند و برای اینکه بتوان براحتی از آنها استفاده کرد باید از روشهای تغییر IP استفاده کرد!

چگونه موج جدیدی راه بیاندازیم؟

هیچ کار پیچیده‌ای لازم نیست انجام دهید. کافیست که روی گزینه New Wave کلیک کنید و در کادری که در ستون سمت راست  باز می‌شود (تصویر پائین)، متن یا فایل مورد نظرتان را قرار دهید و دوستان‌تان را با کلیک بر روی دکمه + به ویو جدید دعوت کنید!

نمونه کادر ایجاد یک ویو جدید

نمونه کادر ایجاد یک ویو جدید

Ping کردن دوستان به چه معناست؟

در گوشه‌ی پائین سمت چپ، باکس لیست دوستان، قرار دارد. روی هر یک از Contactها که کلیک کنید، گزینه‌ای با عنوان Ping می‌بینید. پینگ کردن در اینجا شبیه به چت کردن مستقیم و خصوصی با دوست‌تان است. روی این گزینه که کلیک کنید، کادری شبیه به تصویر زیر باز می‌شود که می‌توانید از طریق آن برای دوست‌تان پیغام یا فایل ارسال کنید. Pingها هم مانند Waveها آرشیو می‌شوند و شما می‌توانید هر زمان به آنها دسترسی داشته باشید.

نمونه‌ای از پینگ کردن دوستان در گوگل ویو

نمونه‌ای از پینگ کردن دوستان در گوگل ویو

Playback کردن ویوها به چه معناست؟

یکی از قابلیتهای بی‌نظیر و استثنائی گوگل ویو، امکان Playback کردن ویوهاست! در هر موج، وقتی که روی دکمه Playback کلیک کنید، به ترتیب زمانی اتفاقاتی را که در ویو مربوطه افتاده است را می‌توانید مشاهده کنید و بدین ترتیب شما متوجه می شوید که پیامهای جدید چه زمانی اضافه شدند، چه وقتی در فایل‌ها تغییر داده شد، چه کسی و در چه زمانی افراد جدید را به ویو دعوت کرد و… یعنی همه اتفاقات به همان ترتیبی که اتفاق افتادند را از نظر می‌گذرانید!

نمونه‌ای از کاربرد Playback کردن ویوها

نمونه‌ای از کاربرد Playback کردن ویوها

چطور می‌توان به عضویت Google Wave در آمد؟

هنگام نوشتن این مطلب، گوگل ویو مراحل آزمایشی خود را پشت سر می‌گذارد و عضویت در آن همچنان محدود به دریافت دعوتنامه از سوی کاربرانی است که هم اکنون در آن عضویت دارند. که البته تعداد دعوتنامه‌ها نیز محدود است! علاقمندان به این ابزار می‌توانند از طریق پر کردن این فرم، در لیست نوبت جهت دریافت دعوتنامه قرار گیرند.

در ضمن به یاد داشته باشید که همه کاربران گوگل ویو، دعوتنامه ندارند، اما بعضی از آنها پس از انکه مدتی از زمان عضویت‌شان گذشت، این اجازه را می‌یابند که تعداد محدودی از دوستان‌شان را به گوگل ویو دعوت کنند. این امکان از طریق پیغامی با عنوان “invite others to google wave” به ایشان اعلام می‌شود!



چگونه سرعت رشد مویتان را زیادتر بکنید؟
.: یکشنبه 24 آبان ماه سال 1388 :.


خانمها و آقایان بدون شک به دنبال راههایی هستند که سرعت رشد موهایشان را زیاد کند. موارد کوچکی وجود دارند که می‌توانند روند رشد مو را سرعت بخشند؛ برای مثال عوامل ژنتیکی و استفاده از ویتامین ها. خبر خوب این که در اینجا مواردی وجود دارند که شما می توانید با کمک آنها سرعت رشد موهایتان را بدون استفاده از مواد شیمیایی افزایش دهید. با عادات غذایی و تغذیه مناسب می‌توانید بدن و مویی سالم داشته باشید. اگر می خواهید موی بلندی داشته باشید، با پیروی از دستورات و برنامه های زیر به آسانی می توانید به بدن و موئی سالم دست پیدا کنید.

دستور العمل ها:
 1–  یکی از فاکتورهای اصلی که بر رشد موی شما تاثیر گذار است ویتامین‌ها و تغذیه مناسب است. این موارد می توانند نقش بزرگی را ایفا کنند. شما باید رژیم مناسب داشته باشید و آن را با گذشت زمان حفظ کنید. کمبود هر ماده غذایی یا ویتامین باعث نقصان در رشد مو یا ریزش مو می‌شود. اگر نمی‌توانید رژیم غذایی مناسبی داشته باشید، باید در طول روز از مولتی ویتامین‌ها استفاده کنید. موهای شما همانند سایر اعضای بدن، برای قوی و سالم بودن نیاز به تغذیه و رسیدگی دارند.

2 –  همانطور که در قسمت اول در مورد ویتامین‌ها اشاره کردیم می‌خواهیم وارد جزئیات شویم و نقش آنها را توضیح دهیم. اسید آمینه، ویتامین E، ویتامین B و پروتئین ها از جمله فاکتورهای اصلی هستند که باعث سلامتی و افزایش سرعت رشد موی شما می شوند. اطمینان حاصل کنید که در برنامه غذایی روزانه‌تان این فاکتورها به مقدار کافی وجود دارند و اگر این طور نیست هم اکنون برنامه غذایی‌تان را تغییر دهید و تفاوت قابل توجهی در سرعت رشد مو هایتان شاهد باشید.

3 –  از مواردی که باعث جلوگیری از رشد موی شما می‌شوند دور باشید. فکر کنید موی شما همانند مغز شماست. اگر استرس و اضطراب داشته باشید، نمی‌توانید به درستی فکر کنید. موی شما نیز چنین است و اضطراب می‌تواند مانع از رشد آن شود. آرامش داشته باشید. بعضی از داروها و حالات روحی باعث کم شدن سرعت رشد مو می شوند.

4 –  به طور مرتب مراقب موهایتان باشید. این رایج ترین اشتباهی است که افراد مرتکب می‌شوند: تمیز نگه نداشتن و شانه نکردن مو. اطمینان حاصل کنید که به صورت مرتب موهایتان را تمیز نگه می‌دارید. اگر موهای شما رنگ شده است، باید همچون کودکی از آن مراقبت کنید و از شکستن آن جلوگیری کنید. اگر می‌خواهید رشد سریع موهایتان را ببینید، نیاز دارید آن‌ها را روزانه حداقل 5 دقیقه برس بزنید. اما چرا؟ این امر باعث تحریک پوست سر و ریشه مو و همچنین بالا رفتن سرعت رشد آن می‌شود. باید مطمئن شوید هنگامی که موهایتان را می‌شوئید پوست سرتان تحریک شود؛ می‌توانید با مالش دادن پوست سر این امر را تسریع بخشید.

5 –  در حال زندگی کنید و از موهایی که دارید لذت ببرید. در حینی که صبر می کنید تا موهایتان بلند و پر پشت شود آنها را زیبا نگه دارید و به جای تمرکز کردن بر روی آینده‌ای که در انتظار موهایتان است، از آن لذت ببرید. مدل های جدید را امتحان کنید و از داشتن موی فعلی خود راضی باشید.


منبع اصلی:How to Make Your Hair Grow Faster


دزدی تاریخی توسط جومونگ
.: شنبه 17 مرداد ماه سال 1388 :.

این مطلب رو در وبلاگ «یک دختر جوان» مشاهده کردم و بد ندیدم این روزها که همه دارن سریالهای کره ای رو دنبال می کنند از ماوقع جریان مطلع شوند.




جومونگ تاریخ ایران را به یغما برد.



بدبختانه عدم شناخت نسل امروز نسبت به تاریخ باشکوه ایران باعث شده است که بسیاری از داشته‌های خویش را در دستان دیگران ببینیم و لذت هم ببریم!

سریال افسانه جومونگ (ساخته کشور کره جنوبی) در واقع بخشی از تاریخ ایران را ربوده است. آنها نام ارمنستان را لاک گرفته و بر آن سرزمین «بویو» گذارده‌اند فرمانروایی ایران را هم سلسله «هان» نامیده‌اند. در تاریخ سلسله (هان) سواره نظام زره‌پوش وجود ندارد این سواره نظام بنا بر همه اسناد تاریخی مربوط به ارتش پارت ایران بوده است.

یکی از افسران سپاه آهنین ایران در دوران اشکانی (۱۲۳/۱۲۴ تا ۸۸/۸۷ پیش از میلاد) در پایین عکس دیده می‌شود:

وقتی از درگیری دولت هان با یاغیان صحبت می‌شود و بدین خاطر، بویو دست به حمله به مناطق اطراف خود می‌زند، در واقع زمانی است که فرمانروایی ایران با یاغیان هوسپائوسینس (شورشگر تازی) و گوردی ین، آدیابن و اُسرائن در باختر و سکاییان در خاور مشغول جنگ است در ضمن مهمترین نکته آنکه گرفتن گروگان از خاندان نافرمان نسبت به فرمانروایی تنها در ایران باب بوده است مهرداد پادشاه اشکانی در ارمنستان (بخاطر آنکه بی طرفی کشورش را زیر پا گذارده و از رومیان حمایت نمود) وارد کارزار شده و آرتاواز شاه ارمنستان را فرمانبردار خویش نمود و تیگران پسر آرتاواز را به عنوان گروگان به پارت فرستاد. رویدادهای بعدی باعث مداخله دوباره ایران شد و ارتش پارت، تیگران را به عنوان شاه بر صندلی پادشاهی به جای آرتاواز قرار داد. کشور بی ریشه کره با استفاده از تمثیل‌های ایرانی برای خود تاریخ می‌سازد در سریال یانگوم نخستین رستم زاد (سزارین) را به یانگوم منتسب کردند و حال در دل تاریخ اشکانی ما برای سرزمین چوسان خود هویتی حماسی می‌سازند. باید با هزار درد افسوس گفت به خاطر عدم توجه رسانه‌های مسئول نسبت به هویت و تاریخ ملی ایران کشورهایی نظیر کره بجای ما، آنها را به نام خود نموده و در نهایت ما می‌مانیم و مشتی تاریخ غیر ایرانی!

به قول «ارد»، بزرگ اندیشمند و متفکر ایرانی: سرزمینی که اسطوره‌های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می‌کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند.

برای شناخت بیشتر و بهتر تاریخی که کشور کره جنوبی به یغما برده است نظر شما را به بخش‌های از تاریخ دودمان اشکانیان و پارت‌های ایران جلب می‌کنم:
 

به مهرداد دوم پادشاه ایران زمین گفتند در کشورداری صبوری کنید اردوان پدر شما و همین طور فرهاد پدر بزرگتان خیلی زود کشته شدند. مهرداد گفت در حالی که هوسپائوسینس (شورشگر تازی) و گوردی ین، آدیابن و اُسرائن در باختر و سکاییان در خاور به جان مردم ایران افتاده و کشتار می‌کنند سکوت و نرمش به چه معناست. کشته شدن در این شرایط بسیار با ارزش تر از زندگی در خفت و ننگ است.

شجاعت پادشاه ایران مهرداد اشکانی گویای این سخن ارد بزرگ است که: برآزندگان و ترس از نیستی؟! آرمان آنها نیستی برای هستی میهن است.
مهرداد دستور داد ارتش ایران بازسازی شود استراتژی نظامی خاص اشکانیان، جنگ‌های نامنظم توسط کمانداران ورزیده بود که شالودهء ارتش اشکانی را تشکیل می‌دادند. گروه‌های سوارکار چالاک و کمانداران قابلی که می‌توانستند در حال سوارکاری، از هر سویی، هر هدفی را نشانه روند. علاوه بر این، تمرینات گروهی پیوسته آنها،در میدان نبرد، الگوهای نامنظم ولی هدفمندی از حرکت اسب‌ها را ایجاد می‌کرد، که به نحوه ای غیر قابل پیشبینی،به هر سمت و سویی می‌تاختند و به طور فردی یا گروهی شلیک می‌کردند. بخش دیگر سپاه مهرداد دوم سواره نظام زره‌پوش ایران که در باختر به آن سوارکاران شوالیه و در خاور به آنها سوارکاران آهنین می‌گفتند تشکیل می‌داد تمام بدن آنها و حتی بدن اسب‌هایشان پوشیده از آهن بوده و بدین شکل هر سپاهی را شکافته و به تسلیم وادار می‌نمودند.


فرمانروای ایران یاغی هان باختر و خاور را مطیع خویش نمود و با ووتی فغفور فرمانروای چین از سلسله هان (۱۴۱ تا ۷۸ پیش از میلاد) روابط سیاسی و بازرگانی برقرار نمود.
مهرداد دوم دوباره شکوه را به ایران بازگرداند …


علایم دروغگویی
.: پنجشنبه 8 مرداد ماه سال 1388 :.

میدونم که این روزها حال خیلی از دوستان خوب نیست این مطلب رو یکی از دوستان برایم ایمیل کرده بود و خیلی سعی کردم که منبعش رو پیدا کنم که متاسفانه نشد. بهرحال خوندن این مطلب رو به همه دوستان توصیه میکنم.


مقدمه:

تکنیک هایی که در زیر درمورد تشخیص دروغ و دروغگو برایتان معرفی می کنیم، معمولاً توسط پلیس و نیروهای امنیتی استفاده می شود. این تکنیک ها برای مدیران، کارفرماها و افراد عادی برای استفاده در موقعیت های روزمره که تشخیص دروغ از راست به جلوگیری از قربانی شدن برای دسیسه و فریب کمک می کند، مفید است.

هشدار: گاهی اوقات، نادانی بهتر است. بعد از به دست آوردن این علم، ممکن است با فهمیدن اینکه کسی به شما دروغ می گوید، آزرده خاطر شوید.

علائم دروغگویی

زبان بدن دروغگویی:

- حالت فیزیکی فرد محدود و خشک می شود، دست ها حرکت چندانی ندارند. سرعت حرکت دست ها و پاها حین دروغ گفتن کندتر می شود.

- کسی که دروغ می گوید، از برخورد چشمی با شما اجتناب می کند.

- دروغ گو دست های خود را به صورت، گلو یا دهانش می مالد. لمس کردن یا خاراندن بینی یا پشت گوش هم اتفاق می افتد.

ژست های احساسی و تناقض

- زمان و مدت ژست ها و حالات احساسی سرعت عادی خود را از دست می دهد. ابراز احساسات با تاخیر مواجه می شود و ممکن است طولانی تر از حالت عادی ادامه پیدا کند و بعد ناگهان متوقف شود.

- زمان بین ژست های احساسی و کلمات متناقض است. مثلاً کسی وقتی هدیه ای دریافت می کند می گوید، "خیلی دوستش دارم." و بعد از گفتن جمله لبخند می زند به جای اینکه همزمان با گفتن جمله این لبخند را نشان دهد.

- ژست ها و حالات با بیانات لفظی مغایر است. مثلاً وقتی می گوید، "دوستت دارم" اخم می کند.

- وقتی فرد قصد وانمود کردن حالتی دارد، حالات او به حرکات دهانی محدود می شود به جای اینکه کل چهره او را تحت تاثیر قرار دهد. مثلاً وقتی کسی به حالت طبیعی لبخند می زند، این لبخند روی کل صورت او تاثیر می گذارد.

تعاملات و واکنش ها

- فرد مرتکب دروغگویی، حالت دفاعی به خود می گیرد. فرد معصوم چنین واکنشی نخواهد داشت.

- فرد دروغگو در مواجهه با فرد مقابل خود که از او بخاطر دروغش پرس و جو می کند، احساس ناراحتی می کند و ممکن است سر یا بدنش را از او برگرداند.

- فرد دروغگو ممکن است ناخودآگاه اشیائی (کتاب، فنجان قهوه و امثال آن) را بین شما و خودش قرار دهد.

زمینه لفظی و محتوا

- دروغگو ممکن است از کلمات خود شما برای پاسخ به سوالتان استفاده کند. وقتی از او می پرسید، "آخرین شیرینی را تو خوردی؟" دروغگو جواب می دهد، "نه من آخرین شیرینی را نخوردم."

- دروغگوها گاهی اوقات با بیان عبارات و جملات مستقیم از بیان دروغ اجتناب می کنند. به جای اینکه مستقیماً چیزی را رد یا انکار کنند در لفافه سخن می گویند.

- فرد متهم به دروغگویی معمولاً بیشتر از حد طبیعی حرف می زند و برای متقاعد کردن شما جزئیات غیرضروری به آن اضافه می کند. آنها از سکوت و مکث میان صحبت ها احساس ناراحتی میکنند.

- دروغگو با لحنی یکنواخت و خسته کننده حرف می زند و معمولاً از ضمایر استفاده نمی کند.

- کلمات او به آهستگی بیان می شوند و گرامر و ساختار جمله هایش ممکن است مشکل دار باشد.

سایر علائم دروغ:

- اگر باور دارید که کسی دروغ می گوید، موضوع صحبت را سریع عوض کنید. فرد دروغگو خیلی از این مسئله استقبال می کند و بحث جدید را با آرامش و اشتیاق بیشتری دنبال خواهد کرد. فرد دروغگو علاقه زیادی به عوض شدن بحث دارد درحالیکه کسی که حقیقت می گوید از این تغییر ناگهانی موضوع بحث گیج می شود و دوست دارد که بحث قبلی را باز دنبال کند.

- دروغگو برای اجتناب از یک موضوع خاص به شوخی و خنده روی می آورد.

نکات پایانی:

مشخص است که داشتن یک یا دو مورد از این علائم کسی را دروغگو نمی کند. رفتارهایی که در بالا ذکر شد را باید درمقایسه با رفتارهای نرمال شخص مورد نظر بسنجید.


کدام اخراجیها؟
.: پنجشنبه 18 تیر ماه سال 1388 :.

شاید باورش برای خیلیها سخت باشد اما من جزو کسانی هستم که خیلی سخت جوگیر میشوم و کمتر همراه موجی که در جامعه افتاده است می شوم بعضا شده که به شدت در مقابل خیلی از همین موجها ایستادم و تحمل کردم و سراغشان نرفتم نزدیک یک سال است که در مقابل وسوسه دیدن Lost  ایستادم و نگاهش نکردم یا در مقابل اخراجیها هم چه در سری اول و چه در سری دوم ایستادگی کردم. سر سری اول تو دوران خدمت سربازی بعضی از دوستان که سی دی فیلم را می آوردند همین جوری نگاه کردم. سری دوم هم سی دیش را برادرم رو هارد ریخته بود دیدم و اعتراف می کنم که در هر دو مورد اشتباه نکردم که همراه موج نشدم.

اخراجی ها را فیلمی فوق العاده ضعیف دیدم چه به لحاظ فیلمنامه و چه به لحاظ کارگردانی، استفاده ابزاری فوق العاده زیاد از ترانه های زنده یاد نعمت الله آغاسی را بگیر تا از تکیه کلامهای دهه هشتاد در دوران جبهه و اسارت یا آخرین شاهکارش سو استفاده بسیار شنیع از سرود ای ایران بود.

در اوایل دوران راهنمایی یعنی سالهای 72 و 73 کتابهای خاطرات آزادگان عزیز منتشر میشد و من یکی از مشتریان ثابت این کتابها بودم غیر از مورد تونل وحشت که مورد وثوق همه آزادگان عزیز چیز خاصی از آن خاطرات در فیلم ندیدم، آدم فروشی بود اما در فیلم به طور خاص ندیدیم، از این  happy end هایی که دچار همه فیلمهای ایرانی است اخراجی ها 2 هم باهاش درگیر شد. اتفاقی که میتوانست بهتر باشد. در کل به فیلم بدون توجه به نام و سابقه کارگردانش نگاه کردم اما باز همان شعارزدگی همیشگی کارگردان که از شلمچه و جبهه و صبح دو کوهه با او همراه بود و در کدام استقلال و کدام پیروزی نیز به طور وضوح قابل مشاهده بود در اخراجی ها هم بود.

من مخالف استفاده از طنز در سینمای جنگ نیستم به طوری که فرانسویها خودشان در این زمینه در دنیا پیشرو هستند و بارها فیلمهای طنز زیادی در مورد جنگ جهانی ساختند اما این چیزی که در اخراجی ها بود طنز نبود و بیشتر به هجو و هزل و لودگی سوق داشت. نمونه کامل استفاده از طنز در سینمای دفاع مقدس را به شخصه در دو فیلم «لیلی با من است» و «آژانس شیشه ای» دیدم، بله شاید تعجب کنید اما اگر به آژانس شیشه ای دوباره نگاه کنید طنزی بسیار قوی دارد که به همه نهیب میزند، متاسفانه ما تعریفمان از طنز یعنی قهقهه زدن است در راهی که چنین نیست، طنز بیان واقعیتها با زبانی لطیف و غیر محسوس است، در آژانس شیشه ای می بینیم که چگونه عاقبت حاج کاظمها به طنزی تلخ می ماند، بازی درخشان اصغر تقی زاده در نقش اصغر یا بازی رضا کیانیان به نظر من لحظه های زیبایی رو به ظرافت در آژانس شیشه ای بوجود آورده است. در مورد لیلی با من است هم دیگر سخنی نمیگویم که فراوان سخن گفته شده است.

به نظر من اخراجیها فقط به همین درد می خورد که فارغ از هر دغدغه ای که مردم دارند بروند و دو ساعت مفرح باشند که این هم از نظر من بسیار غیر اخلاقی است، برای چنین لحظاتی فیلمهای زیادی ساخته شده اند اما نباید هشت سال رشادت کسانی را که رفتند تا امروز ما باشیم دست آویز چنین هجویاتی بکنیم.

برای من که هنوز با شنیدن «ممد نبودی» ته دلم میلرزد و گونه هایم خیس میشود دیدن اخراجی ها غیر قابل تحمل است. در ضمن آقای کارگردان شهدای ما رفتند تا ثابت کنند که هدف وسیله را توجیه نمی کند، اگر نعمت الله آغاسی خوب بود چرا اجازه ندادند زمانی که زنده بود بخواند؟ اگر رقص خوب است چرا در زمانی که ادعای شلمچه ای بودن داشتید عروسی های مردم را بهم ریختید؟(منظورم خود شما نیستید بلکه منظورم تفکر شماست) شما هنوز از گذشته توبه نکردید که دم از گلایه از مخملباف می زنید، با اینکه به لحاظ فکر و عقیده با آقای مخملباف مخالفم اما لااقل شجاعت ایشان را می پسندم که از گذشته شان برائت جستند و می گوید این حال مخلمباف است اما شما هنوز ادعای شلمچه ای بودن دارید و از طرفی با آغاسی و ای ایران و بیژن مرتضی !!! و مجید سوزوکی و محمد رضا شریفی نیا فیلم می سازید. یا باید رومی رومی بود یا زنگی زنگی اما انگار شما رومی زنگی هستید امیدوارم که با حمایت یکپارچه کسانی که مخالف سینما هستند بتوانید داستان اخراجی ها را در سومین ورژن سر هم بندی کرده و تمامش کنید و از همین الان میشود حدس زد که اخراجی ها 3 چگونه خواهد شد. شما به همان تفکری تعلق دارید که حاضرید برای رسوا کردن مخالفانتان حتی از پخش صحنه لخت شدن یک مرد و رقصیدن خانمی در یک کنفرانسی که مخالفان شما در آن شرکت داشتند، در صدا و سیمای جمهوری اسلامی نمی گذرند.

برای خودم  متاسفم که وقتم را صرف تماشای فیلم شما کردم تا مبادا بر اساس نوشته های دیگران در مورد شما و فیلمتان قضاوت کرده باشم. در ضمن جناب آقای کارگردان که ادعای آذری بودن دارید یادتان باشد که در هشت سال دفاع مقدس ایرانی ها ترکها را باید با مهدی و حمید باکری و مهدی امینی و آبشناسان می شناختند نه با بایرام لودر.  


1 2 3 >>
© Copyright ::ZaKhmEH:: . All rights reseved.