
این روزا گوزنو سر نمی برن
می شکنن شاخشو میفرستن تو باغ
این روزا طاقو نمیریزن سرش
سر گلشونو می کوبن به طاق
آخر نمایشا عوض شده
همه نقش همو بازی می کنن
اونایی که چشمشون به قدرته
همپیاله هاشو راضی می کنن
نمی دونم اگه برگردیم عقب
دل طوقی واسه کی پر می زنه؟
اگه فرمونو یه شب دوره کنن
چندتا چاقو پشت قیصر میزنه؟
نمی دونم اگه برگردیم عقب
داش آکل به عشق کی سر می کنه؟
اگه رستمو ببینه روی خاک
پشتشو بازم به خنجر میکنه؟
پای روضه ی خودت گریه نکن
وقتی گریه ننگ مردونگیه
دوره ای که عاقلاش زنجیرین
سوته دل شدن یه دیوونگیه
این روزا دوره ی غیرت کشیه
کی میدونه قیصر این روزا کجاست؟
بُکشی و نکشی، می کُشنت
اینجا بازارچه ی آق منگُلیاست
این تازه ترین کار داریوش است و مطمئنا یکی از بهترین کارهایی است که اجرا کرده است. کسانی که فیلمهای گوزنها، طوقی، داش آکل، قیصر و سوته دلان رو ندیده باشن از مفهوم این ترانه چیزی نخواهند فهمید باید با این فیلمها زندگی کرده باشی تا بفهمی که شنیدن این ترانه چه لذتی داره.
روزبه بمانی فوق العاده از داستانهای این فیلمها استفاده کرده است و علیرضا افکاری هم با استفاده از المانهای موسیقی این فیلمها خوب تونسته فضاسازی کنه و داریوش هم مثل همیشه خوب اجرا کرده است.
هر بندش یاد و خاطره یه سکانس محشره. مگه میشه گوزنها رو دیده باشی و با بند اول و دوم این ترانه گریه نکنی « وقتی رفتی نفهمیدم کی رفته وقتی اومدی فهمیدم کی اومده ،خلاصه اق قدرت.» مگه میشه این دیالوگ رو از یاد برد یا وقتی که سید رو به قدرت میگه:« به امام حسین بالامو می دونم پائینمم میدونم غصه ورم داشته غصه من که عین تو نیست همش شده التماس، گور پدر نئشگیه بعد التماس ...» مگه میشه این ترانه رو شنید و از طوقی چیزی نگفت آخ که چه حالی داره این نوستالژی لعنتی. به قول یکی «فیلم هم فیلمهای بهروز نه این قرتی های سوسول موسول گلزاری، اند مردونگی و مرام و معرفت بودن»
طوقی رو ندیدی؟ بابا نصف بیشتر عمرت به فناست، طوقی یعنی عشق « جان جان عجب کفتری! ... نمیشه فرش داد.. باس اول جلدش کنم!!» طوقی چه چیزی بود حالا ببین طوقی کجاست؟؟ ما جلد کی شدیم؟؟؟
تا حالا با داش آکل اشک ریختی؟ دِ نریختی که معنی عشق و مرام رو نمیدونی، میدونی عشق به مرجان یعنی چی میدونی وقتی داش آکل می گفت « مرجان ... مرجان .... تو منو کشتی ... به کی بگم ... عشق تو ... منو کشت» یعنی دلت چه حالی داره و اراده اشکات دیگه دست خودت نیست.
دِ چی میفهمی از غم داش آکل که دشنه کاک رستم با نامردی از پشت بهش زد؟ مگه میتونی این دیالوگ داش آکل رو بفهمی که از ته دلش آه میکشه و از عشق نافرجامش میگه :« تو این دنیا من بودم و یه طوطی حالا باز منم و یه طوطی اما دیگه نه اون طوطیه نه من داشی»
قیصر رو ندیدی؟ واسه چی زنده ای؟ پس فیلم ندیدی؟ جان من مگه میشه قیصر رو دید و اشک نریخت؟ راستی قیصرهای این زمونه کجا هستند تا حساب آب منگلیا رو کف دستشون بذارن همون جوری که خودش میگفت :« من تو این دنیا فقط 1 کار دارم یعنی 3 کار اینکه همشونو بفرستم اون دنیا تا کامروا شن و ملائکه ها بادشون بزنن» مگه تو این زمونه مردونگی هم مونده؟ یه نیگا به دور و برتون بندازین، نامردا هم ریش و سبیل و دارن و مث .... دروغ میگن و از ملت دزدی می کنند و بعدش مث گداها دنبالشون میندازن و با انداختن دو تا پول سیا منت شو میزارن، این شده مردونگی دوران ما « کی واسه ما قد یه نخود مردونگی رو کرده تا ما براش یه خروار مردونگی رو کنیم.»
آره قیصر جان همه مون میمیریم مث خیلیا که مردن و هنوز هم از یاد خیلیا رفتن که چرا خیلیا به خون خودشون غلتیده شدند، خیلیا یادشون رفته چرا بعضی از مادرا هنوز عزادارن، خیلیا یادشون رفته یه سال پیش درختای خیابونای این شهر لعنتی با خون جوونای این سرزمین آبیاری شدن و چقدر فراموش کاریم نگو که ما هم فراموش میکنیم تو گفتی همه فراموش میکنیم اما دیدی که هنوز نتونستیم فراموش کنیم ما با اون خیلیا نیستیم ما با توئیم که نتونستی فراموش کنی و یه گذر به نامت شد و یه تاریخ «3 بار که افتاب بیفته لب اون دیفالو3 بار که اذون مغربو بگن دیگه کی یادشه ما کی بودیمو واسه چی مردیم ننه همونطور که ما یادمون رفته.» آره قیصر ما هنوز از یادمون نرفته.
جان من « بلا روزگاریه عاشقیت» مجید جان! میدونی که چقد دلتنگ زنگ ساعتت هستم آخ یادم نبود که ساعتت زنگا شو زده آره « ساعت زنگ زده ... حواست را ضرب کن جمع کن. ساعت زنگ زده دیگه زنگ نمیزنه چون زنگااااش را زده» آخ دلم واسه اون تقویمت که آقاجون بهت داده تنگ شده واسه اون خنزل پنزلات تنگ شده « تو تقویمی که اونسال آقام بهم عیدی داده بود امروز جمعس . واسه من جمعه جمعه آقامه.» آره مگه میشه تو این زمونه سوته دل شد وقتی که دیوونگی جرمه؟ آره آق مجید ما هم مث تو شدیم « ما خودمون یه پا روضهایم، گریه کن نداریم»
چی بگیم مجید جان حکابت ما همه واسه این ایران خانوم شده حکایت داداش بزرگت که «همیشه عمر دیر رسیدیم»
باید با این فیلمها زندگی کرده باشی تا بفهمی قیصر یعنی چه، باید با بهروز وثوقی و دیالوگاش و بهمن مفید و ناصر ملک مطیعی بوده باشی تا بفهمی این ترانه چی میگه.
به همه دوستان توصیه میکنم که آلبوم جدید داریوش رو به نام «دنیای این روزای من» رو حتما گوش کنید امسال سال خوبی برای موسیقی ماست اول سال با امید و گوگوش و حالا با داریوش که یکی از بهترین کارهایش را ارائه کرده است.
من این آهنگ قیصر را برای دانلود گذاشتم البته چون به کپی رایت ایمان دارم با کیفیتی پائین تر از کیفیت اورجینال گذاشتم تا لااقل به این حرکت فرهنگی احترام بگذاریم کاش روزی امکانی فراهم شود تا بدون دانلود و با خرید مستقیم این کالاهای فرهنگی به دستمون برسد.
دانلود آهنگ قیصر با صدای داریوش اینجا

















