صد فیلم برتر شاهکار سینما صد فیلم برتر شاهکار سینما
شاهکار های سینما از هنرمندان بزرگ
آلن دولن ، مارلون براندو ،‌ آنتونی کوئین
بهترین فیلم های ۲۰۱۰ یکجا
آرشیو فیلمهای خود را کامل کنید
هر فیلم 190 تومان با کیفیت عالی DivX
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
رپ مثل شاهین نجفی
.: جمعه 7 اسفند ماه سال 1388 :.


چند سال پیش که زمزمه موسیقی رپ تو کشورمون پیچید با خودم میگفتم یعنی تو ایران هم امی نم و 50cent ظهور میکنه؟ اولین گروهی که در ایران رپ اجرا می کرد گروه سندی به خوانندگی شهرام آذر بود. شهرام آذر که از بچه های خوزستان و خرمشهر بود و بیشتر به عنوان تنظیم کننده آهنگهای بندری مشهور بود اما معروفترین کاری که شهرام آذر انجام داد تابستان 81 ارکستراسیون کنسرت مشترک داریوش و ابی بود که در اون کنسرت ابی و داریوش ترانه های همدیگه رو به طور مشترک اجرا کردند که خیلی از بهترینهای کنسرتهای چند سال اخیر بود.

گروه سندی که مدعی اولین گروه رپ بود بیشتر با ترانه های بندری و بشکن بنداز بالا معروف شدند تا ترانه های رپ.

تا اینکه در سال 82 اولین ترانه رپ مجاز با عنوان پیچ شمرون با صدای فریدون بیگدلی به بازار اومد کاری که بیشتر به آهنگهای روحوضی قدیمی ایرانی شباهت داشت تا رپ اما با این همه به عنوان اولین ترانه رپ مجاز داخلی در پوسترش منتشر شد.

در اوایل سال 83 آلبوم اسکناس با صدای شاهکار بینش پژوه به بازار اومد که بهروز صفاریان آهنگساز و تنظیم کننده این آلبوم بود که به عنوان اولین آلبوم رپ به بازار اومد البته قبلا این کار به صورت زیر زمینی با عنوان بچه های شهرک غرب خیلیها شنیده بودند اما شنیدن و دیدن کار اورجینال جذابیت خاصی داشت. با اینکه در کار المانهای رپ کاملا رعایت شده بود اما تداوم نداشت و از این به آن شاخه پریدن خواننده کار باعث شد که رپ ایرانی فقط در اسکناس بمونه.

تا اینکه با پا گرفتن موسیقی زیرزمینی با حضور رضا صادقی و محسن چاووشی و محسن یگانه و حامد هاکان آرام آرام موسیقی رپ هم جان گرفت کسانی نظیر یاس که با خواندن ترانه برای بازیگر فیلم نرگس مشهور شد. کارهای یاس از نجابت خاصی برخوردار بودند و با حضور  سروش هیچکس امیر تتلو و حسین تهی رپ دوران خوبی را شروع کرد تا اینکه خیلیا رپ خوان شدند و حتی خوانندگان پاپ هم برای اینکه از قافله عقب نمونن از خوانندگان رپ هم در کارهاشون استفاده کردند و کسانی نظیر مهدی مقدم و نریمان و سیروان خسروی در این کار بهتر از بقیه عمل کردند. با این همه ورود بی حد و حصر خوانندگان رپ و خوندن هر نوع تکست و معر باعث شد که رپ به فحشهای ناموسی تنزل کننه و کسانی نظیر ساسی مانکن و حسین مخته سردمدار  شدند و محبوبیت زیادی پیدا کردند و رپ به پائین ترین شکل خود یعنی کپی از نمونه خارجی و بلغور کردن فحش های ناموسی رسید.

من خیلی به ندرت رپ گوش میدهم و دلیلش هم بسیار ساده است و عقیده دارم که حرفی برای گفتن نداره و فقط تند تند گفتن کلماتی موزون است که هر کسی می تواند انجام دهد. تا اینکه چند وقت پیش به خواننده ای بر خوردم که نظرم رو در مورد رپ عوض کرد.

شاهین نجفی هنرمندی است که از نظر قابل احترام است شاهین هنرمندی است که با شعور بالایی هنرش رو ارائه میدهند. با تفکر صحبت میکند و کارهای خوبی انجام میدهد حتی به نظرم خط قرمزها را با ظرافت خاصی عبور میکند و اصولا چون گفتارش به طنز خیلی نزدیک است بسیار دوستش می دارم.

شاهین نجفی رپ خوان است اما به نظرم آهنگهایش تو را به فکر  وا میدارند از موسیقی و شعرهای شاهین نباید انتظار سرخوشی داشت و بزن برو انتظار داشته باشیم. هر کاری که می خواند ارائه جالبی از حرفها و صحبتهای جامعه است.من به کسی موسیقی رپ را توصیه نمیکنم اما توصیه میکنم اگر میخواهی از هنر چیز جز لذت بردن را تجربه کنی بهتر است شاهین نجفی رو گوش کنید.یکی از دوستان بهم میگفت اینقدر در مقابل رپ جبهه نگیر برای جامعه ساسی مانکن هم لازمه اما الان معتقدم که فاصله شاهین نجفی با ساسی مانکن دقیقا مثل فاصله داریوش و فرهاد با اندی و بلک کتز است. باید کمک کنیم تا مردم رپ را با شاهین نجفی بشناسند نه با صدای ساسی مانکن و کسانی که یاران موزیک تبلیغشون رو میکنه.

راستی کارهای فرناز هم خوبه با اینکه بیشتر دغدغه های فمینیستی داره اما به نظرم خیلی بهتر از بقیه رپ خوانهای خارج از کشور است.

امیدوارم رپ هم به حق خود در این جامعه برسد البته هنوز موسیقی در این جامعه به حقش نرسیده چه برسه به رپ ولی امیدوارم که اوضاع بهتر از این بشه.

امیدوارم روزی تمامی هنرمندان ایرانی به وطنمون برگردند و در ایرانی آزاد و سرفراز هنرشون رو ارائه دهند.

 

مردانگی

 

ماکه از مردی مُردیم و چیزی ندیدم

 

از تو کتاب اسم رستم و فقط شنیدیم

 

که اگراونم بود امروز حتمن کراکی بود

 

رستم امروز از جنس بد شاکی بود

 

رستم اگر بود واسش جرم میساختن

 

تو گردنش آفتابه لگن مینداختن

 

شاید میرفت جنگ و بر میگشت احترام داشت

 

سرتیپ سپاه میشد تو دبی سهام داشت

 

رستم میتونست حتی به قولی گنجی شه

 

یه کم کانت و پوپر بخونه فرنگی شه

 

میشد اسلام رو سکولاریستی تعبیر کنه

 

میشد قرآن رو تو هرمنوتیک تفسیر کنه

 

میشد فیلم بسازه تو کن تقدیر بشه

 

میشد جک بگه معترض تعبیر بشه

 

شاید میرفت اروپا الان دو تا پاس داشت

 

اونجا تاکسی میروند اینجا الگانس داشت

 

تو هر عید میرفت تو کنسرتا میرقصید

 

دیگه حرف سیاسی نمیزد ، می‌ترسید

 

رستم اگه بود می‌گفت جدم عرب بود

 

خزر مال روسها، خلیج، خلیج عرب بود

 

رستم اگه امروز بود رستم رو از یاد می‌برد

 

شاهنومه بیست سی سال تو طاقچه خونه خاک می‌خورد


شعر و آواز : شاهین نجفی

 


ضرب المثل ترکی
.: پنجشنبه 6 اسفند ماه سال 1388 :.

بعضا متهم به چیزهایی هستم که اگه از خودم دفاع نکنم میگن لال از دنیا رفت. من به زبان مادریم علاقه بسیاری دارم. تو بین کتابهای الکترونیکی که تو کامپیوترم داشتم چند تا ضرب المثل ترکی دیدم که بهتر است برای انشتر همین جا بگذارم.

احتمالا اگه بتونم به یه اینترنت ثابت و پایدار دست پیدا کنم مطلبی در مورد موسیقی رپ خواهم نوشت.

 

فعلا این چند ضرب المثل رو داشته باشید:

 

دلی یه همیشه بایرامدی ( برای دیوانه همیشه عید هست.)

پیس تویوخ برک یوموتلار (مرغ زشت تخم هایش سفت است.)

کچینین قطوری سر چشمه دن سو ایچر.(بز گر از سر چشمه آب می خورد .)

آدی منیم دادی سنین .( به اسم من ولی لذتش مال دیگران.)

یا آدان لایق یا آدینا لایق ( در موقع کادو دادن یا لایق خودت باشد یا لایق طرف )

یلانا بورون ، الینن سورون .(خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو )

مصاحبین باب ایله ، گورن دسین هابیله .( تو اول بگو با کیان دوستی –من آنگه بگویم که تو کیستی.)

الله داغینا باخار قار ورر .(خاوند به هر کسی به اندازه لیاقتش میدهد، خلایق هرچه لایق .)

سارالا سارالا قالماخدان ، قیزارا قیزارا اولماخ یاخشیدی. (مرگ سرخ به از زندگی ننگین است.)

هرنه سالار سان آشووا ، اودا چیخار قاشوقووا (تقریبا ، هرچه کنی بخود کنی – گر همه نیک و بد یا کنی .)

بالالی قارقا بال یمز . ( همه چیز برای بچه ها )

قیزی اولان قیرمیزی دون گیمز (همه چیز برای دختر ها )

قیز قالدوقجا قیزیلا دونر ( دختر هرچه در خانه پدر باشد ارزشش زیاد میشود!!)

قره قارقانوندا بالاسی اوزینه خوشدی.(بچه کلاغ سیاه هم برای مادرش خوشکل است .)

صبریله ن حلوا پیشر ای قورا سنن .(گر صبر کنی ز غوره حلوا سازد.)

سوز سوزی گتیرر آرشین بزی (حرف ، حرف می آورد و....)

اوزگه آتینا مینن تز دوشر . ( کسی که سوار اسب دیگری شده زود پیاده میشود .)

الچیسی گونی اولانون باشونا کولوم اولار .( خواستگار اگر همسر مرد باشد آن عروس خاک تو سرش میشود .)

باشوا کول ده اله سن اوجا یردن اله(همت بلند دار که مردان روزگار – باهمت بلند بجائی رسیده اند.)

دولانان آیاغا داش دگر .(جوینده یابنده است .)


سالهای لهجه دار
.: دوشنبه 3 اسفند ماه سال 1388 :.

خوب شد که این داش قیصر این مطلب رو برام ایمیل کرد والا مونده بودم که در مورد سالهای مشروطه چی بنویسم. خودم در مسافرتم باز و نمیتونم این هنرنمائی ها رو ببینم دوستانی که دیدن و همین داش قیصر عزیز راست و دروغش پای خودش. حیف که دستم به طنز نمیره والا خودمم دلم میخواست یه چیزی می نوشتم. چه حیف شد که سالهای مشروطه از امیرکبیر به این ور ول کردم و نگاه نمیکنم. حالا به کجا رسید.
در ضمن این عکس رو به سلیقه خودم گذاشتم تا یادی از خاطرات سریالهای طنز رو داشته باشی اما انگار سالهای مشروطه رو دست شبهای برره بلند شده است.






جان من شوخی نکنید یعنی چی زبان مادری؟ خب یعنی زبانی که مادرش می حرفد و تو هم میحرفی پس این زبان پدری کجا رفت؟

نه طنز نیست باید گریه کرد این مظفرالدین شاه مادر مرده که اتفاقا مادربزرگش مهدعلیا بود و بنا به روایت جناب ورزی عاشق امیر کبیر بود (من نمیگم اینو جناب خسرو معتضد در سالهای مشروطه تو حلقوم ملت کرده) چنان به لهجه سلیس ترکسی اصیل صحبت میکند که بایرام باقالی هم در اخراجی ها نمیتوانست از خودش بروز دهد. حالا اینها بماند این محمدعلی شاه بی پدر و مادر که اتفاقا پدرش همین مظفرالدین شاه مادر مرده که بازم اتفاقا مادربزرگش مهدعلیا بود و بنا به روایت جناب محمد علی ورزی عاشق امیر کبیر بود هم چنان فارسی را لهجه اصیل تبریزی می حرفید که من به ترک بودن ستارخان چنان شک کردم که گفتم احتمالا همین ستارخان با آن فارسی سلیسش دستور حمله به مجلس را داده است. خب مرتیکه این ریحان رو از کجا آوردی لااقل داغلار قیزی ریحان رو پخش میکردی تا به یمن حماسه عظیم 22 بهمن یه حرکات موزون آذری می نمودیم تا خواص از ما یاد بگیرند تا صریحا اظهار وجود کنند نه اینکه این داش مهدی و میر جان ما بشینند و باز با خودشان حرف بزنند حالا نتیجه چه شود به شما چه باز خواص می دانند و خودشان.

داشتم می فرمودم که بابا ستارخان بابا باقر خان بابا سردار و سالار ملی چه باحال فارسی حرف میزدند به جان خودم به جان این باجناقم که میخوام سر به تنش نباشه من اگه این جوری فارسی حرف می زدم الان برای خودم یه الهی قمشی بودم که بیا و تماشا کن.

جان من این ستارخان بود این طوری فارسی حرف میزد چنان فارسی رو خوب حرف می زد که افتخاری نمیتونی اصفهونی حرف بزند؟

حالا آخر این مهد علیا چی شد؟ آخی عشق نافرجام شیرین بی فرهاد لیلی بی مجنون عذرا بی وامق وای من چی بگم.

آی کجایی فرمون که قیصرت هنگید و چیزی نمیتونه بگه به جان این کریم آب منگول داش قیصر هم نمیتونه به خوبی ستارخان فارسی حرف بزنه دقت کردین حتی این گوگوش هم که میخونه بعضا مثل عهدیه شینش شش تا نقطه داره و باز مثل ستارخان نمیتونست به این خوبی فارسی حرف بزنه.

مسعود کیمیایی جان کجایی که قیصرت بی ستارخان شد تازه تو هم مثل ستارخان نمیتونی فارسی حرف بزنی.

تازه اگه ستارخان ترکی حرف میزد شیخ فضل الله هم اعدام نمیشد عجب مرد نازنینی بود یه کاری کرد که مهرش به دست دشمن نیفته. آخی دل آدم کباب میشه وقتی این صحنه ها رو میبینه امیر رو در فین کشتند و اینو در پای طناب دار. اما کو فرق معامله. یکی برای ایرانی مرد و این کی من نمیدونم برای کی مرد اما یادمه گفت دشمن داره مشروطه رو منحرف میکنه و ها راستی ای که گفتی مشروطه یعنی چه (ا این شیرفرهاد وسط سالهای مشروطه چیکار وکنه؛ البته اگه تو قسمتهای بعدی دیدن نظام دو برره با خرزو خان اومد دهن این اصلان رو آسفالت کرد و امینه رو دزدید تعجب نکنید از این جناب ورزی و خسرو خان هیچی بعید نیست آخه مگه نمیدونین مهدعلیا عاشق امیرکبیر بود)

زبان مادری به جایی رفته که حتی عرب هم نتوانسته است به آنجا نی بیندازد آخه نمیتونست مثل ستارخان فارسی حرف بزنه. خب چیکار کنیم؟

خب مقصر این دشمن و عوامل استکبار هستند اگه این ریحان و امینه نبودند حتما ستارخان به ترکی حرف می زد نه بابا همش زیر سر این انگلیس بی پدر و مادر است که باعث شد مهد علیا عاشق این امیر کبیر بشه و بعد هم مظفرالدین شاه لهجه ترکی پیدا کرد و بعدش هم محمدعلی شاه با لهجه زیبای آذری به کنلل لیاخوف دستور حمله به مجلس را داد و اونم باعث شد تا ریحان بیاد تا ستارخان به فارسی سلیس بخواد بخونه :

داغلار قیزی ریحان ریحان ریحان
عالم سنه حئیران حئیران حئیران
گؤزللر گؤزلی ریحان ریحان ریحان
عالم لر ازلی ریحان ریحان ریحان
عالم سنه حئیران حئیران حئیران
نه گؤزل سن آی قیز
گول چیچک سن آی قیز
بیردانه سن آی قیز
دردانه سن آی قیز
بیر قارادیر گؤزون ریحان ریحان
بالدان شیرین سؤزون ریحان ریحان
عالم سنه حئیران حئیران حئیران
نه گؤزل سن آی قیز
گول چیچک سن آی قیز
بیردانه سن آی قیز
دردانه سن آی قیز



عزت همگی زیاد از زیاد؛ داش قیصر



امید و معین
.: شنبه 1 اسفند ماه سال 1388 :.



این عکس رو از فیس بوک امید عزیز کش رفتیم به سلامتی دوستان.

خب چند وقتیه که در مسافرتم و وقت سر زدن به نت و وبلاگهای دوستان ندارم البته اینجور که شنیدم رفقا دارن جای بنده رو وحشتناک خالی میکنند. که ایرادی نداره. شاید تا چند وقتی اوضاع اینگونه باشه. بهرحال یه اکبر از وبلاگستان کم بشه بد نیست. اونوقت کمتر کرم میریزه و بیشتر به کار و زندگیش می رسه. در ضمن هنوز زنده ام و جای نگرانی نیست.

خیلی دلم میخواست که امسال کنسرت امید یا معین رو می رفتم اما نه فرصتش رو دارم و نه حالش رو که دوباره مسافرت کنم.

امسال عید فقط کتاب میخوانم و میخورم و میخوابم و ساز می زنم.


در گوشی(۳)
.: چهارشنبه 28 بهمن ماه سال 1388 :.

تو هواپیما که سقوط میکنیم، قطار هم از ریل خارج میشه، تو اتوبوس هم خرو پف ملت رینگ تون موبایلشون نمیذاره راحت باشه بگین ما چه جوری آسوده و راحت مسافرت کنیم؟


یه اشارت ...
.: دوشنبه 26 بهمن ماه سال 1388 :.


اومدم با یک اشارت اومدم

به زیارت اومدم

حاجتم روا کن
به طواف بارگاهت اومدم

به پناهت اومدم

دردمو دوا کن
کاش میشد کفتر اون هوا باشم
توی اون عطر دعا رها باشم
سحر از بانگ اذون پر بگیرم
زائر اون گنبد طلا باشم
اومدم تا جونمو فدات کنم
ببوسم ضریحتو صدات کنم
کهکشونی از ستاره های اشک
بریزم نثار خاک پات کنم
اومدک که گریه بر غم غربتت کنم
سرمه چشامو از خاک تربتت کنم
آرزوم بود به کنارت بخونم نمازمو
بشینم واست بگم حکایت نیازمو
غم من غصه من درد بی درمون می مونه
اگه درمون نکنی درد جان گدازمو


این آهنگ زیبا را از اینجا دانلود کنید


این روزا دلم میخواست مشهد بودم اما حیف که نمیشه. این ترانه زیبا رو خیلی دوس دارم. شش سال پیش رفتم و درست 25 بهمن برگشتم و ازش قول گرفتم که دوباره و زود برمیگردم اما شش سال شد و من هنوز نتونستم برم. نمیدونم چه حکمتی داره شش سال پیش یه باره و یهو پیش اومد که رفتیم اما هنوز منتظرم.

یه ترانه تو دلم دارم که وقتی رسیدم حرمش اونجا می نویسمش. با خودم عهد کردم تا وقتی که اون ترانه جاری نشه هیچگاه ننویسمش.

چه انتظاری از من دارید منم هستم مثل خیلیا شاید مثل خیلیا متدین و مقید به شعایر دینی نباشم اما به چیزهایی معتقدم که نمیتونم کتمانش کنم. به مچبند سبز متبرک کربلا که سالها دستم بود و بازم هست علاقه دارم. به این چیزهایی که فقط دلم عاشقشون ایمان دارم و معتقدم عشق همینه. از من زیادی توقع دارند به چیزهایی تظاهر کنم که بلد نیستم اهل ته ریش نیستم اما ریشه دارم و ریشه هم همین اعتقادات قلبیم است.

کاش فقط یه بار دیگه اشارتم کنی.



درگوشی (2)
.: یکشنبه 25 بهمن ماه سال 1388 :.

خب عزیزم این ولنتاین که میگن چی چی هست؟خوردنیه؟ نوشیدنیه؟ دادنیه؟ خوشمزه است؟ مزه ایستک انار میده؟ من از ایستک شش میوه خوشم نمیاد ها گفته باشم.

حالا چه جوریاس؟ مال خواصه؟ چه رنگیه؟ نگو سبزه که دارم بالا میارم.

عزیزم عیبی نداره این دفعه تهنا تهنا بخورش دفعه بعد با هم میریم تو فرحزاد آب زرشک میزنیم به سلامتی خواص.

آی قربون این ولنتاین برم که باعث شده من اعتیاد به شکلات رو ترک کنم آخه گیر نمیاد بخورم.

عزیزم عزت زیاد


Man & God
.: شنبه 24 بهمن ماه سال 1388 :.

Man: God

God: Yes?
Man: Can I ask you something?
God: Of course!
Man: What is for you a million years?
God: A second.
Man: And a million dollars?
God: A penny.
Man: God, Can you give me a penny?
God: Wait a second


درگوشی (1)
.: جمعه 23 بهمن ماه سال 1388 :.

درگوشی یه چیزی بهت بگم به کسی نگی ها:

عزیزم سر سفره عقدت از سبز و سبزی استفاده نکن آخه میگن شگون نداره.


روزی بر این سرزمین
.: پنجشنبه 22 بهمن ماه سال 1388 :.



روزی بر این سرزمین نسیمی سبز خواهد وزید
نسیمی فراخ و خنک
که ذرات نور در آن می‌غلتند
و بیابان سبز خواهد شد
و چشمه خشک خواهد جوشید
و پرندگان سنگ شده پرواز خواهندکرد
و خورشید و ستاره و ماه
از جداول ناشناس رها خواهند شد.

روزی بر این سرزمین
بر تیزه های بی رحم هر سنگ
قلبهای له شده تپیدن آغاز خواهندکرد
و هر رهگذر قلبش را در سینه خود باز خواهد یافت.
روزی بر این سرزمین
شب
زیباترین شب ، خواهد شکفت
و ماه
بر فراز قله دور دست
ساز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کوچک فراموش شده مرا خواهد نواخت
روزی بر این سرزمین .

از تمام اشکهای عالم خیسم
و از تمام فرداهای عالم روشن .


اسماعیل وفا یغمائی

حرفی ندارم بگویم جز اینکه دلم بد جوری گرفته است. این تنها شعری بود که امروز می تونستم زیر لبم زمزمه کنم. خسته و تنها و دلخورم نه از خودم که نمیدونم از کی اما این روزها حالم زیاد خوش نیست. اگر بی حوصله می نویسم به حساب همین حال و احوال خرابم بذارید.

<< 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 >>
© Copyright ::ZaKhmEH:: . All rights reseved.