الان تو خونه تنها هستم یه سر رفتم به زادگاهم جمالآباد و از اونجا هم به یه عروسی تو قوشچی دعوت بودیم. زیاد برام جالب نبود احوال ناخوش مامان بزرگ اعصابم رو این وقت شب بهم ریخته بالاجبار من و مامان و مامان بزرگ با دائی به شهر برگشتیم بقیه موندند و من حالا تو خونه تنهام مامانم اینا رفتن خونه دائی.
می خواستم از ترانه های خودم یه تیکه هایی برای روز مادر انتخاب کنم اما دیدم این شعر «دکتر شریعتی» بدجوری احوال حال من هستش.
این روز عزیز رو به مامانم و به هر دو مامان بزرگم تبریک میگم و الهی که همیشه سایه شون بر سر من باشه.
در ضمن روز زن رو اول از همه به یکی که خیلی دوستتر میدارم تبریک میگم و به ساناز جون هم یه تبریک مخصوص دارم و در آخر به تمامی دختران و زنان ایران زمین تبریک میگم.
سالروز ولادت بانو «فاطمه اطهر» رو به همگی رهروان پاک و عاشقش تبریک میگم.
مادر
مادر، نگاه خسته و تاریکت
با من هزار گونه سخن دارد
با صد زبان به گوش دلم گوید
رنجی که خاطره تو ز من دارد
دردا که از غبار کدورت ها
ابری به روی ماه تو می بینم
سوزد چو برق خرمن جانم را
سوزی که در نگه تو می بینم
چشمی که پر زخندهی شادی بود
تاریک و دردناک و غم آلودست
جز سایه ملا به چشمت نیست
آن شعلهی نگاه پر از دود است
آرام خنده می زنی و دانم
در سینه ات کشاکش طوفان است
لبخند دردناک تو ای مادر
سوزنده تر ز اشک یتیمان است
تلخ است این سخن که به لب دارم
مادر بلای جان تو من بودم
اما تو ای دریغ، گمان بردی
فرزند مهربان تو من بودم
چون شعله ای که شمع به سر دارد
دائم ز جسم و جان تو کاهیدم
چون بت تو را شکستم و شرمم باد
با آن که چون خدات پرستیدم
شرمنده من به پای تو می افتم
چون بر دلم ز ریشه گنه باری است
مادر بلای جان تو من بودم
این اعتراف تلخ گنه کاری است
دکتر علی شریعتی (مجموعه دفترهای سبز)
امیدوارم در سایه لطف بی بی دو عالم همیشه عاشق و آبی و سرفراز باشید/ یا علی |