معراج

این ترانه اردلان سرفراز حال و احوال امروزی من هستش به یه جایی میون آسمون و زمین نمیدونم چرا پادر هوا هستم اما این ترانه رو خیلی دوس دارم. واقعا صدای مازیار تو این ترانه یه چیز دیگه هست می تونید از اینجا این ترانه رو بشنوید و ببینید که یه ترانه زیبا رو یه آهنگ فوق العاده و یه صدای ناب تا کجا می تونه ببره. از آهنگ فرید زولاند نمیشه گذشت.

این روزا تو این شبای دوس داشتنی بدجوری دلتنگ این ترانه بودم و نمیدونم چه جوری پیداش کردم که لذت شنیدنش بی نهایته.

 

معراج

 در کوچه ای که جز تو

 آواز عابری نیست

 در دفتری که جز تو

 شعری و شاعری نیست

 در کوچه باد هرزه است

شعری اگر نوشه

 شبگرد مثل خفاش

 من ، کور و لال بودم

 میلاد را ندیده

 رو به زوال بودم

 از تو دوباره خورشید

 در ذهن من درخشید

 در تنی به جای خونم

شعر و ترانه جوشید

 شاعر تو بودی ای دوست

گقتی و من نوشتم

دست تو رهبرم بود

نه خط سرنوشتم

میلادم از تو بوده

پیش از تو من نبودم

در من نگفته گم شد

شعری اگر سرودم

یک لحظه سال ها شد

تا عشق را شناختم

گفتی که دردکش باش

گفتی بساز ، ساختم

گفتی که در جوانی

باید که پیر باشی

در عین بنده بودن

بر خود امیر باشی

کنون که خود فراموش

سر تا به پا تو هستم

آزارم از تعلق

بی باده مست مستم

آیا گشوده ای در

بر این همیشه محتاج ؟

آیا رسیده وقت پرواز من به معراج ؟